تبلیغات ازدواج موقت چیست ؟
بواسطه عقد ازدواج، زن به مرد حلال میشود و آن بر دو قسم است: دائم و غیر دائم. و عقد غیر دائم
( ازدواج موقت) آن است که مدت زناشوئی در آن معین شود مثلاً زن را به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا یک سال یا بیشتر عقد نمایند و زنی را که به این قسم عقد کنند ”متعه و صیغه“ مینامند. در عقد غیر دائم نیز علاوه بر رضایت طرفین، بایستی صیغه عقد خوانده شود که این صیغه را خودزن و مرد میخوانند یا دیگری را وکیل میکنند که از طرف آنان بخواند. دستور خواندن عقد غیر دائم در رسالههای عملیه موجود است .
توجه داشته باشید که: بنا بر نظر اکثر علماء، اگر دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص میدهد، بخواهد شوهر کند (چه به صورت عقد دائم و چه غیر دائم) چنانچه باکره باشد، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد.
پس ازدواج موقت احتیاج به ایجاب و قبول از طرفین، تعیین مهر و تعیین مدت دارد ؛و این عقد تمام میشود با تمام شدن مدت معین؛ یا اینکه شوهر بقیه مدت را به همسرش ببخشد؛ بعد از تمام شدن مدت زن باید عدّه نگه دارد . فرزندان ثمره این ازدواج بصورت طبیعی ملحق به شوهر میشو د
تعدد زوجات عدد معینی در نکاح موقت شرط نیست بخلاف ازدواج دائم که نکاح بیش از چهار همسر مشروعیت ندارد ولی در بقیه مسائل، اختلافی با ازدواج دائم ندارد مانند حرمت ازدواج با محارم ،حرمت جمع بین دو خواهر ، حرمت نزدیکی در حال حیض و دیگر احکام مانند ازدواج دائم میباشد
تفاوت ازدواج موقت با زنا در چیست ؟
فرق ازدواج موقت با زنا چیست که یکی حلال و دیگری حرام است؟ چون در زنا نزدیکی انجام می شود و پولی هم رد و بدل می شود و در ازدواج موقت نیز همینطور است، فقط در ازدواج موقت یک جمله به عنوان صیغه ادا می شود. ازدواج موقت تمام احکام ازدواج را دارد به جز نفقه و بعضی از جزئیات دیگر، اما فرزند از آنها ارث می برد و مسئولیت عدّه نگه داشتن بعد از پایان مدت بر دوش زن می باشد و زن هرگز نمی تواند در این مدت همسر مرد دیگری شود و امثال آن.
در اینجا بحثى درباره «متعه» و پاسخ بسیارى از ایرادهایى كه از عدم توجه
به فلسفه، و شرایط، و حدود و قیود آن ناشى مى شود، را بیان مى كنیم.
اخیراً در پاره اى از نشریات یك بحث به اصطلاح علمى درباره «ازدواج موقت»
تحت عنوان مسأله اى به نام «صیغه»! مطرح شده بود كه نمونه كاملى از دخالت
افراد غیر صلاحیت دار در مسائل حقوقى و مذهبى بود.
گردانندگان این مجله ضمن سفسطه ها و فریب كارى هاى روشنى خواسته اند
درباره این قانون اسلامى دست به سمپاشى زده و آن را طور دیگر جلوه دهند.
نظر به اینكه آنها تنها كسانى نیستند كه روح این قانون عالى اسلامى را درك
نكرده اند، بلكه در گوشه و كنار افراد زیادى پیدا مى شوند كه بر اثر
تبلیغات مسموم یا سوء استفاده هایى كه از این قانون شده چنان تصور مى كنند
كه میان «فحشا» و «ازدواج موقت» هیچ گونه فرقى جز در لفظ نیست!
حتى اگر به كسى «فرزند صیغه» یا «ابن الصیغه» گفته شود، درست مثل اینكه او
را فرزند نامشروع و زنا زاده خطاب كرده باشند، ناراحت مى گردد، بنابراین
آنها نتیجه مى گیرند فحشا و ازدواج موقت هر دو باید به طور مساوى محكوم و
ممنوع اعلام گردد.
لذا لازم دانستیم این مسأله را به صورت واضح و فشرده و دور از هر گونه
تعصب مطرح كرده و نقاط مبهم و تاریك آن را روشن سازیم تا هم برادران اهل
سنّت و هم افراد ناآگاه در محیط بدانند این قانون اسلامى یك حكم كاملا
مترقى و اصلاحى است كه اگر به طور صحیح و با تمام شرایط و قیود آن اجرا
گردد عامل بسیار مؤثرى براى ریشه كن كردن (فحشا) و (انحرافات جنسى) است.
ازدواج موقت چیست؟
ازدواج موقت كه در افواه «عوام» به نام «صیغه» مشهور شده از نظر قوانین
اسلامى یك نوع قرارداد ازدواج است كه با ازدواج «دائم» (ازدواجهاى معمولى)
هیچ گونه فرقى جز در مسأله «محدود بودن مدت» ندارد.
در ازدواج موقت، مرد و زنى كه ازدواج آنها با یكدیگر بلامانع است با هم
پیمان زناشویى مى بندند و عقد مى خوانند و تعیین «مهر» و «مدت» مى كنند، و
فرزندى كه از آنها به وجود مى آید یك فرزند مشروع و قانونى (حلال زاده) و
داراى تمام حقوق و مزایاى یك فرزند است.
پس از تمام شدن مدت ازدواج موقت، و جدایى دو همسر از یكدیگر، زن باید
«عدّه» نگهدارد، یعنى پیش از گذشتن «مدت معینى» حق ندارد با مرد دیگرى
ازدواج دائم یا موقت كند (مدت مزبور اقلا چهل و پنج روز تمام براى زنانى
كه عادت ماهانه نمى بینند و براى آنها كه مى بینند دو بار قاعده شدن است).
بدیهى است فلسفه نگه داشتن عدّه این است كه روشن شود كه از شوهر اوّل نطفه
اى در رحم زن منعقد شده است یا نه، چه اینكه اگر منعقد شده باشد در این
مدت آشكار مى شود، ناگفته پیداست كه در صورت انعقاد نطفه باید تا موقع وضع
حمل از ازدواج با دیگرى خوددارى نماید.
بنابراین اگر زن، قبل از گذشتن مدت مزبور كه در واقع «حریم زوجیت» محسوب
مى شود با دیگرى عقد ازدواج دائم یا موقت ببندد ازدواج او باطل و عمل او
«عمل منافى عفت» (زنا) محسوب خواهد شد ومشمول تمام كیفرهایى است كه در
اسلام براى این كار تعیین شده است.
از این گفتار چنین نتیجه مى گیریم كه تمام حدود ازدواج و شرایط همسرى كه
در «ازدواج دائم» وجود دارد باید در «ازدواج موقت» رعایت گردد (به استثناى
موضوع مدت).
فقهاى اسلام طبق مدارك اسلامى تصریح كرده اند كه این دو نوع ازدواج از نظر
احكام هیچ گونه فرقى با هم ندارند جز در یك مورد و آن اینكه:
در ازدواج دائم «مسلمان» نمى تواند با «غیر مسلمان» ازدواج كند، ولى
ازدواج موقت مرد مسلمان با زن غیر مسلمانى كه از اهل كتاب است (مانند
مسیحى و یهودى) مانعى ندارد. اما از نظر «آثار حقوقى» این دو نوع ازدواج
فقط در دو مورد با یكدیگر فرق دارند:
1. در ازدواج موقت زن و مرد از یكدیگر ارث نمى برند (ولى البتّه فرزند آنها از هر دو ارث مى برد).
تازه این در صورتى است كه در عقد، شرط ارث نكنند، بنابراین اگر هنگام
اجراى صیغه عقد شرط نمایند كه از یكدیگر ارث ببرند این حق براى آنها ثابت
خواهد بود.
2. در ازدواج موقت، زن حق «نفقه» ندارد و تنها همان مهر خود را مى تواند
بگیرد، ولى قابل توجه اینجاست كه چون مهر حد معینى ندارد و از طرفى مدت
این ازدواج هم طبق قرارداد معلوم است، زن مى تواند با توجه به مقدار مدت،
مخارج خود را پیش بینى كرده و به مقدار مهر بیفزاید، و شاید اینكه در
اسلام دستور داده شده در این نوع ازدواج «مهر» صریحاً در متن عقد ذكر شود
براى مراعات همین نكته و امثال آن بوده است.
روى این حساب این دو مورد تفاوت حقوقى (یعنى ارث و نفقه) چون هر دو قابل
تغییر و تابع طرز قرارداد است (حق ارث را با شرط كردن در متن عقد، و نفقه
را از طریق اضافه نمودن مهر مى توان تأمین نمود) فاصله زیادى میان این دو
نوع ازدواج از نظر آثار ایجاد نمى كند.
از توضیحات بالا این نكته روشن گردید كه: افراد كم اطلاع یا مغرضى كه مى
گویند در ازدواج موقت زن به صورت یك «كنیز» یا یك «كالاى تجارتى» به فروش
مى رسد و یا به صورت یك قالیچه یا یك دست لباس در مى آید و به اجاره داده
مى شود كاملا غیر منطقى و نادرست و دور از حقیقت است.
كجاى قانون «ازدواج موقت» مى گوید زن به صورت كنیز و برده در آید یا مانند یك كالا فروخته یا اجاره داده شود؟!
آیا ازدواج موقت جز یك «پیمان دو جانبه زناشویى» منتها براى مدت معین، با
رعایت تمام شرایط، چیز دیگرى هست؟ و آیا این پیمان دو جانبه با سایر
قراردادها و پیمانها از نظر حقوقى تفاوتى دارد؟!
این، نهایت بى انصافى است كه انسان قضاوت نسنجیده اى درباره موضوعى كه یك
وسیله مؤثرى براى مبارزه با فساد اجتماعى است (چنانكه خواهد آمد) بنماید و
آن را طور دیگرى جلوه دهد.
مگر نه این است كه در ازدواج موقت طرفین با رضایت كامل و آزادى اراده و
اختیار و بدون هیچ گونه اجبار اقدام به بستن این قرارداد دوجانبه مى
نمایند؟
با این حال آیا نام ازدواج موقت را «یك جور جواز شرعى آدم فروشى» گذاردن ناشى از بى اطلاعى یا سوءنیّت یا هر دو نیست؟
آیا اگر ما جلوى این قانون را كه اجراى صحیح آن مى تواند فحشا را به مقدار
قابل توجهى از بین ببرد بگیریم، و به جاى آن بساط ننگین «روسپى گرى» را
پهن كنیم خدمتى به جنس زن كرده و او را از اسارت و بردگى نجات داده ایم؟
نكته جالب توجه اینكه در مورد تعبیر به «اجاره دادن زن» كه عدّه اى از
مخالفان ما روى آن تكیه كرده اند، طبق تصریح فقهاى ما اگر صیغه عقد متعه
را به لفظ اجاره بخوانند یعنى زن بگوید اجرتك نفسى (خودم را به تو اجاره
دادم...) باطل است، و از این موضوع به خوبى روشن مى شود كه روح عقد ازدواج
موقت با روح اجاره كاملا مباینت دارد به دلیل اینكه اجراى عقد با لفظ
اجاره قطعاً باطل است.
سوء استفاده را نباید به حساب قانون گذارد
ولى در اینجا یك نكته اساسى وجود دارد و آن اینكه با نهایت تأسف عدّه اى
هوسباز و هوسران، از روى بى اطلاعى و بى بندوبارى، از این قانون اسلامى كه
بر اساس یك حكم فطرى و ضرورت اجتماعى بنا شده و اجراى صحیح آن (همان طور
كه اشاره شد و بعداً توضیح داده مى شود) مى تواند به عنوان یك حربه مؤثر
براى مبارزه با «فحشا» و بسیارى دیگر از مفاسد اجتماعى مورد استفاده قرار
گیرد، آرى آنها از این قانون مانند بسیارى از قوانین دیگر سوءاستفاده كرده
و آن را وسیله اى براى اجراى نیات ناپاك و شهوت رانى بى قیدوشرط خود قرار
داده اند.
تا آنجا كه هر نوع فحشا و روسپى گرى را در پشت این «ماسك» عملى ساخته اند،
كار به جایى رسیده كه معناى ازدواج موقت را به آن همه شرایط و قیود، به
این اندازه تنزل داده اند كه هنگامى كه یك مرد هوسباز با یك زن آلوده روبه
رو مى شود تنها با گفتن یك جمله آن هم بدون هیچ گونه توجه به مفهوم و
لوازم آن، فحشا با تمام كیفیّات ننگین آن مجاز گردد!
این اعمال بى رویه و غلط دستاویزى به دست افراد مغرض داده تا در این مورد
به تبلیغات مسموم خود ادامه دهند. و همین سبب شده كه نام ازدواج موقت یا
به قول عوام «صیغه» به قدرى مورد تنفر قرار گیرد كه از دریچه چشم افراد بى
اطلاع از قوانین اسلامى یك نوع جواز شرعى آدم فروشى شناخته شود، و حتى
زنان و مردان مسلمان با دیده نفرت به آن بنگرند و آن را موجب تحقیر مقام
زن بشناسند.
ولى ما ضمن ابراز تأسف شدید از این سوء استفاده ها یك سؤال داریم و آن
اینكه اگر فرضاً یك قاضى از مقام خود و مصونیتى كه در پناه قانون دارد سوء
استفاده كند، و آن را وسیله اى براى سر كیسه كردن مردم یا تصفیه حسابهاى
شخصى و امثال آن قرار دهد آیا باید مسأله قضاوت را به كلى تعطیل كرد یا
جلو سوء استفاده ها را باید گرفت؟
یا اگر یك نویسنده براى پر كردن جیب خود از مقام شامخ نویسندگى سوء
استفاده نموده و دست به اغفال مردم، تحریك شهوات، خلق سوژه هاى دروغ
جنجالى، و دلالى براى مقامات مختلف كند، آیا باید جلوى آزادى قلم و
مطبوعات و نشریات مفید و سودمندى كه مایه بیدارى افكار مردم است به كلى
گرفته شود، یا قلم سوء استفاده چى را باید شكست؟!
كدام منطق و كدام عقل اجازه مى دهد كه جلوى قوانین و مقررات سودمند به
خاطر سوء استفاده عده اى گرفته شود؟ آیا به خاطر یك بى نماز یا صد نفر بى
نماز درب مسجد را مى بندند؟
اصلا كدام قانون و كدام مقام است كه از آن سوء استفاده نشده است؟ آیا باید
جلوى سوء استفاده ها را گرفت یا قوانین را در هم كوبید؟ مسلّم است هر فرد
عاقلى راه اوّل را انتخاب مى كند.
خلاصه اینكه این اشتباهات هیچ گونه تأثیرى در ماهیت و نتایج و آثار مفید
این قانون اسلامى نمى تواند داشته باشد، باید این قانون را اجرا كرد و
جلوى سوء استفاده ها را هم گرفت.
چرا ازدواج موقت یك ضرورت اجتماعى است؟
این یك قانون كلى و عمومى است كه: «اگر به غرایز طبیعى انسان به صورت
صحیحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها، به سوى راههاى انحرافى كشیده خواهد
شد».
به همین دلیل مى توان اصلاح و فساد اجتماعات را در این دو جمله خلاصه كرد:
اصلاح اجتماع یعنى رهبرى و اشباع صحیح غرایز و تأمین نیازمندى هاى روحى و
جسمى از طریق درست، و فساد اجتماع یعنى عدم رهبرى و عدم اشباع صحیح آنها!
این موضوع نیز قابل انكار نیست كه غرایز طبیعى را نمى توان از بین برد (و
نباید هم از بین برد)(1) تنها مى توان جریان آنها را تغییر داد.
بنابراین راه صحیح براى مبارزه با مفاسد اجتماعى این است كه غرایز انسان و
نیازمندى هاى روحى و جسمى او را درست بشناسیم و آنها را به طور معقول
اشباع نماییم.
بدیهى است هر گونه اشتباه و گمراهى در این قسمت سرانجام منجر به یك فساد و بحران اجتماعى خواهد گردید.
بد نیست براى روشن شدن این واقعیت، یك مثال بزنیم:
انسان پس از یك رشته فعالیت مداوم و یكنواخت و كار خسته كننده نیازمند تفریح و سرگرمى و تنوع است.
تفریح و تنوع، حكم روغنكارى اعصاب خسته، و گردگیرى روح هاى پژمرده را
دارد، و بدون آن، روح، نشاط خود را از دست مى دهد و یك حال عصبانیّت و
ستیزه جویى و عصیان جانشین آن مى گردد.
بنابراین، مسأله سرگرمى و تفریح صورت یك ضرورت اجتماعى را پیدا مى كند كه نسبت مستقیم با مقدار فعالیتهاى زندگى دارد.
حال اگر این سرگرمى و تفریح از طریق سالم و مشروع تأمین نگردد و به این
نیازمندى طبیعى از طریق صحیح پاسخ نگوییم افراد به سوى سرگرمى هاى غلط و
گمراه كننده جذب خواهند شد و منظور خود را از آن راهها تأمین خواهند نمود.
مشكل جنسى جوانان
اكنون این اصل كلى را درباره «غریزه جنسى» كه به عقیده بسیارى از
روانكاوان نیرومندترین غرایز انسان (یا لااقل یكى از نیرومندترین آنهاست)
مورد بررسى قرار دهیم:
بارها جوانان این موضوع را (كتباً یا شفاهاً) با ما در میان گذارده اند كه
به عقیده آنان جوانان پاكدامن در اجتماعات كنونى در یك بن بست غیر قابل حل
از نظر امور جنسى قرار دارند، و براى پیدا كردن راه حل، از ما استمداد
جسته اند.
مشكل جنسى جوانان (مخصوصاً در اجتماعات كنونى) بسیار جدى و قابل مطالعه است زیرا:
از یك طرف، عدم تمكن مالى اكثریت قریب به اتّفاق جوانان و مخصوصاً
نوجوانان در برابر هزینه كمرشكن زندگى، و از آن بالاتر موضوع ادامه تحصیل
كه غالباً تا سن 20 و 25 سالگى طول مى كشد و دوران طغیان غریزه سركش جنسى
را به طور كامل فرا مى گیرد، به آنها اجازه ازدواج و تشكیل خانواده نمى
دهد.
و از طرف دیگر «پارسایى مطلق» و نادیده گرفتن این غریزه سركش با امواج
نیرومند و كوبنده اش كه متأسّفانه بر اثر مناظر تحریك آمیز كنونى شدیدتر
مى گردد بسیار دشوار و براى بعضى امكان پذیر نیست.
حال مى گویید چه باید كرد؟ البتّه افراد بى بندوبار با پناه بردن به مراكز
فحشا به گمان خود این مشكل را حل كرده اند، ولى باید دید براى افراد
پاكدامن و با ایمان چه راه حلّى وجود دارد؟
این مشكل به صورت جدى تر در مورد دانشجویانى كه به خارج مى روند خودنمایى
مى كند، زیرا تنهایى، دورى از بستگان، و آزادى بى قیدوبندى كه در مورد
معاشرت دختران و پسران در بسیارى از كشورهاى اروپایى و آمریكایى وجود
دارد، با توجه به طول مدت تحصیلات عالى در خارج، این مسأله را به صورت
پیچیده ترى در مى آورد.
در مورد افراد متأهل نیز مواردى پیش مى آید كه به حكم ضرورتهاى زندگى
مجبورند به طور مجرد به سفرهاى چندین ماهه و یا بیشتر براى تجارت، مأموریت
و مطالعات مختلف بروند و ماه ها دور از زن و فرزند بسر برند.
البتّه ضرورتهاى اجتماعى منحصر به اینها نیست و در موارد دیگرى نیز این ضرورتها پیش مى آید.
راه حل این مشكل چیست؟
این یك واقعیت محسوس است كه چنین ضرورتهایى همیشه در جوامع انسانى بوده، و در زمان ما تشدید شده و جوانان را دربر گرفته است.
آیا مى توان این واقعیت هاى روشن را نادیده گرفت و به دست فراموشى سپرد؟
آیا با جوابهاى بالا و جمله هاى چند پهلو مى توان چشم از روى حقایق بست؟
آنهایى كه چشم و گوش بسته مى گویند «ازدواج موقت یك نوع جواز شرعى آدم
فروشى است و مقام زن را پایین مى آورد» صریحاً به ما بگویند در جواب این
جوانان چه باید گفت: آیا هرگز در عمر خود براى حل مشكل جنسى جوانان فكر
كرده اند؟
آیا همه را مى توان به «پارسایى مطلق و چشم پوش از امور جنسى» در سنین
جوانى دعوت نمود؟ البته انكار نمى كنیم ممكن است این موضوع براى عدّه اى
از جوانان كه بهره بیشترى از خویشتن دارى و تسلط بر نفس دارند عملى باشد،
ولى آیا براى همه آنها ممكن است؟ مسلماً نه وجداناً بگویید شما كه این
ایراد را درباره ازدواج موقت دارید دوران جوانى خود را چگونه پشت سر
گذاشته اید و اگر الان جوان و مجرد هستید چه مى كنید؟ ما نمى گوییم جواب
این سؤال را براى اطلاع عموم بنویسید مى گوییم در پیشگاه وجدانتان به
خودتان پاسخ دهید.
آیا با این طرز تفكر، شما راه حلى براى جوانان جز پناه بردن به مراكز فساد دارید؟ اگر دارید چرا پیشنهاد نمى كنید؟
آیا فحشا و خودفروشى ننگین زن و آن وضع رسواى محله هاى بندنام شما (مى
گوییم «شما» چون ساخته افكار غلط شماست) احترام به مقام و شخصیت زن مى
باشد؟
آیا ایجاد این گونه محلات (به طور آشكار یا مخفیانه) در بسیارى از شهرهاى
دنیاى امروز موجب الغاى بردگى زنان و از بین بردن جواز آدم فروشى است؟
ولى فراموش نكنید تمام این مراكز فساد و ننگ كه اجتماعات امروز را لجن مال
كرده آثار جنایتهاى شما و امثال شماست كه به جاى نشان دادن یك «راه حلّ
مثبت» براى این مشكل اجتماعى، به «منفى بافى» دست زده اید!
آیا شما با مخالفت ورزیدن نسبت به ازدواج موقت (با شرایطى كه اسلام گفته و
سابقاً اشاره شد) نه رسم صیغه! كه شما مى گویید و افراد بى بندوبار عمل مى
كنند، جواز فحشا را عملا صادر نكرده اید؟!
گاهى مى گویند: ازدواج موقت باید از قانون مدنى كشور ما حذف شود; زیرا با روح «اعلامیه حقوق بشر» سازگار نیست!
ولى ما مى گوییم: این چیزى كه نامش را اعلامیه حقوق بشر گذارده اید و هنوز
ساده ترین مواد آن مربوط به الغاى تبعیضات نژادى در پیشرفته ترین كشورهاى
به اصطلاح متمدن عملى نشده، در كجاى آن نوشته شده: «ازدواج موقت ممنوع و
فحشا آزاد است»؟!
خواهش مى كنم ازاین روح اعلامیه بشر كه شما پس از مرگ آن را احضار كرده
اید بپرسید: مشكل جنسى جوانان را از چه راه باید حل كرد؟ آیا او هم مثل
شما دست به منفى بافى مى زند؟
آیا بهتر نیست به جاى آزادى روابط نامشروع، افرادى كه مى خواهند با هم
تماس داشته باشند پیمان ازدواج محدود و موقتى ببندندو تمام شرایط آن را در
نظر بگیرند و رعایت كنند درست مانند زن و شوهرهاى دائمى در این مدت متعلق
به هم باشند و در یك محیط پاك زندگى زناشویى صحیحى كنند، و اگر فرزندى هم
نصیب آنها شد متعلق به آنها باشد، كجاى این قانون عادلانه و عاقلانه، بد
است؟!
فلسفه ازدواج موقت
از آنچه در بالا گفته شد فلسفه ازدواج موقت به خوبى روشن مى شود. اسلام
راه حل مشكل جنسى را (مخصوصاً براى جوانان) و براى تمام كسانى كه به علتى
قادر به ازدواج دائم نیستند نشان داده و پیشنهاد مى كند كه:
در این گونه موارد زن و مردى كه به هم علاقه دارند بدون اینكه زیر بار
تعهدات سنگین یك ازدواج دائم و همیشگى بروند، براى مدت محدودى عقد ازدواج
موقت برقرار سازند. و آن را درست مانند یك ازدواج دائم محترم بشمرند، و زن
«حریم زوجیت» را حتى پس از خاتمه آن مدت با نگهداشتن عدّه (اقلا 45 روز یا
دو مرتبه قاعده شدن) كاملا رعایت نماید.
بدیهى است بار چنین ازدواجى مانند ازدواج دائم بر دوش انسان سنگینى نمى
كند و طرفین مى توانند با شرایط سهل و آسانى به آن تن در دهند.
زیرا از یك طرف همسر این ازدواج «شریك همیشگى زندگى» نیست، تا زن و مرد در انتخاب آن سختگیرى زیادى به عمل آورند.
و از طرف دیگر «نفقه» به طور رسمى در این ازدواج وجود ندارد، تنها «مهریه»
است كه مقدار آن همان طور كه اشاره شد به اختیار طرفین مى باشد.
به علاوه ازدواج موقت دردسر و كشمكشهاى طلاق را (به فرض عدم سازش) ندارد
بلكه با پایان یافتن مدت، تمام مى شود، حتى مرد مى تواند باقیمانده مدت را
به زن ببخشد و از حق خود صرف نظر كند و از او جدا گردد، و در صورت تمایل
طرفین به آسانى (از طریق تجدید عقد براى مدت دیگرى) قابل تمدید است.
اینجاست كه باید گفت:
ازدواج موقت یك حربه مؤثر براى مبارزه با فحشا و بسیارى از انواع انحراف
جنسى است و مى تواند قسمت عمده مشكل جنسى جوانان را حل كند و بسیارى از
مفاسد اجتماعى كه از این رهگذر دامنگیر كوچك و بزرگ مى گردد ریشه كن سازد.
طرز اجراى صیغه این ازدواج مانند اجراى صیغه ازدواج دائم و همه دستورهاى
اسلامى سهل و ساده است و در تمام كتابهاى «رساله هاى عملیه» نوشته شده،
ولى باید توجه داشت كه اجراى همین مراسم ساده درست به منزله امضایى است كه
پاى سند قابل ملاحظه اى مى شود، باید پس از امضا به تمام مقررات مربوط به
آن وفادار بود.
یك نكته مهم دیگر
ولى در اینجا یك نكته اساسى دیگر وجود دارد كه به دقت باید به آن توجه
داشت و آن اینكه: این برنامه در صورتى نتیجه مطلوب و مثبت خواهد داد كه به
طرز صحیحى اجرا گردد و مانند ازدواج دائم نظام خاصى داشته باشد و تحت
انضباط قرار گیرد.
به این معنا كه در شرایط فعلى، باید مشخصات مرد و زن در دفاتر مخصوصى ثبت
شود و عقدنامه ازدواج موقت (كه الآن هم در دفاتر اسناد رسمى موجود است و
كمتر از آن استفاده مى شود) تنظیم گردد و یا طریق اطمینان بخش دیگرى براى
طرفین در نظر گرفته شود.
به این ترتیب پیش از گذشتن مدت عدّه، ازدواج دیگرى صورت نخواهد گرفت و قسمت مهمى از سوء استفاده ها از بین خواهد رفت.
باید سازمانى براى نظارت بر این موضوع تشكیل گردد، و این سازمان علاوه بر
نظارت كامل بر این مسأله مهم، باید راهنمایى هاى لازم را به طرفین بنماید،
و نیز به آنها بفهماند كه پس از اجراى عقد ازدواج موقت، براى مدت معینى
همسر یكدیگر خواهند بود و به یكدیگر تعلق خواهند داشت و باید اصول زناشویى
را محترم بشمارند.
مسلماً اگر این مسأله به صورتى كه در بالا گفته شد عملى گردد فحشا جز براى
افراد بى بند و بار و لاابالى برچیده خواهد شد، و این عیناً مضمون حدیث
جالبى است كه از امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در بحث نكاح این كتاب ذكر
شد.
در چنین شرایطى نه زن احساس حقارت و سرشكستگى مى كندو نه مرد خود را مالك
و خریدار زن مى داند، نه از نظر اجتماع این كار وهن آمیز است و نه افراد
شریف از آن اظهار تنفر خواهند نمود، بلكه مانند ازدواج دائم یك امر عادى و
شایسته تلقى خواهد شد.
آیا راستى این حكم عالى «یك جور جواز شرعى آدم فروشى» است؟ چرا بدون
اطلاع، بدون هیچ گونه تحقیق درباره چنین مسأله مهمى قضاوت نموده و افراد
بى خبر را اغفال مى كنید؟
اما تكلیف فرزندان «ازدواج موقت»
تنها یك سؤال در اینجا باقى مى ماند كه باز بر اثر عدم توجه به احكام
«ازدواج موقت» روى آن جنجال فراوان شده و افراد غیر مطلع به گمان خود آن
را یكى از نقاط ضعف این موضوع گرفته اند، درحالى كه كوچكترین اشكالى در آن
وجود ندارد و آن اینكه:
تكلیف فرزندانى كه ثمره چنین ازدواجى هستند چیست؟ آیا بچه هاى صیغه فرزندان مشروعى هستند؟ آیا آنها سرگردان و بلاتكلیف نخواهند شد؟!
گمان مى كنیم پاسخ این سؤال با توجه به مطالب فوق كاملا روشن باشد زیرا:
فرزندانى كه ثمره چنین ازدواجى هستند هیچ گونه تفاوتى با فرزندان ازدواج
دائم ندارند و مشمول تمام حمایتهاى شرعى و قانونى یك فرزند عادى خواهند
بود.
مخصوصاً با ثبت مشخصات مرد و زن در دفاتر مخصوص و تنظیم عقد نامه، نه بلاتكلیفى براى چنین فرزندانى پیش مى آید و نه سرگردانى.
ما تعجب مى كنیم این همه فرزندان نامشروعى كه بر اثر روابط نامشروع در
اجتماعات كنونى (مخصوصاً كشورهاى اروپایى و امریكایى كه طبق مداركى كه در
دست است این موضوع در آنجا به صورت ننگینى در آمده) فكر این نویسندگان را
ناراحت نكرده و گویا آنها را بلاتكلیف و سرگردان نمى دانند، اما فرزندان
ازدواج موقت كه همه چیز آنها روشن است، پدر و مادر و شرایط ازدواج و حریم
زوجیت بالاخره همه چیز آنها معلوم مى باشد و از یك نطفه پاك و در رحم پاك
به وجود آمده اند، اسباب ناراحتى فكر این آقایان شده است؟!
این هم ناگفته نماند كه از نظر قوانین اسلامى هیچ مانعى ندارد طرفین اگر
مایل به داشتن فرزند نباشند با وسایلى از انعقاد نطفه جلوگیرى نمایند
مخصوصاً در ازدواج موقت از این نظر، آزادى مورد نظرشان در این گونه موارد
بهتر تأمین خواهد گردید (ولى باید توجه داشت سقط جنین پس از انعقاد نطفه ـ
حتى اگر نطفه یك روزه باشد ـ به هیچ وجه جایز نیست و از نظر قوانین اسلامى
مجازات سنگینى دارد كه با تفاوت حالات جنین تفاوت پیدا مى كند).
ازدواج مسیار!
جالب این كه حتّى منكران ازدواج موقّت (یعنى غالب برادران اهل سنّت)
هنگامى كه تحت فشار جوانان و اقشار دیگر محروم قرار گرفته اند، تدریجاً به
نوعى ازدواج ـ شبیه ازدواج موقّت ـ تن در داده اند و آن را «ازدواج مسیار»
مى نامند، هر چند نام آن را ازدواج موقّت نمى گذارند، ولى در عمل هیچ
تفاوتى با ازدواج موقّت ندارد; به این ترتیب كه اجازه مى دهند فرد نیازمند
به ازدواج، با زنى ازدواج دائم كند در حالى كه قصد دارد بعد از مدّت
كوتاهى او را طلاق دهد و با او شرط مى كند كه نه حقّ نفقه داشته باشد و نه
شب خوابى و نه ارث! یعنى دقیقاً شبیه ازدواج موقّت، با این تفاوت كه در
این جا با طلاق از هم جدا مى شوند و در ازدواج موقّت با بخشیدن باقیمانده
مدّت یا سرآمدن مدّت و هر دو از آغاز زمان محدودى را در نظر دارند.
و جالب تر این كه اخیراً بعضى از جوانان اهل سنّت كه گرفتار مشكل ازدواج
شده و در فشار بوده اند، از طریق اینترنت با ما تماس گرفتند كه ما مى
خواهیم در مسأله ازدواج موقّت از فتواى شیعه پیروى كنیم، آیا مانعى دارد؟
گفتیم: هیچ مانعى ندارد!
آنها كه ازدواج موقّت را انكار مى كنند، ولى به «نكاح مسیار» روى مى آورند، در واقع اسمش را نمى آورند ولى خودش را مى آورند!
آرى «ضرورت ها» سرانجام انسان را وادار به پذیرش «واقعیّت ها» مى كند، هر چند نام آن را بر زبان نیاورد.
بنابراین نتیجه مى گیریم آنها كه اصرار بر مخالفت با ازدواج موقّت دارند،
دانسته یا ندانسته جاده را براى فحشا صاف مى كنند، مگر این كه نوع مشابه
آن، یعنى نكاح مسیار را پیشنهاد كنند و به همین جهت در روایات اهل
بیت(علیهم السلام) آمده كه «اگر با ازدواج موقّت اسلامى مخالفت نكرده
بودند، هیچ كس آلوده زنا نمى شد».(2)
همچنین آنها كه با سوء استفاده از «ازدواج موقّت» كه براى ضرورت ها و
نیازهاى واقعى محرومان تشریع شده، چهره آن را در نظرها زشت نشان داده و آن
را وسیله هوس رانى خود ساختند، آنها نیز جاده را براى آلودگى جامعه اسلامى
به زنا صاف كردند، و درگناه آلودگان شریك هستند، چرا كه عملا مانع استفاده
صحیح از ازدواج موقّت شدند.
به هر حال، اسلام كه یك آیین الهى مطابق با فطرت آدمى است و تمام نیازهاى
واقعى انسان ها را پیش بینى كرده، ممكن نیست مسأله ازدواج موقّت را در
برنامه هاى احكام خود نگنجانیده باشد، و همان گونه كه بعداً خواهد آمد،
ازدواج موقّت، هم در متون قرآن مجید آمده و اخبار نبوى، و عمل گروهى از
صحابه نیز بر آن بوده است، منتها جمعى مدّعى نسخ این حكم اسلامى هستند كه
خواهیم دید دلیل قانع كننده اى بر نسخ آن ندارند.
نتیجه بحث در پیرامون «ازدواج موقت»
از بحثهایى كه تاكنون درباره ازدواج موقت داشتیم چنین نتیجه مى گیریم:
ازدواج عبارت است از یك نوع علاقه و ارتباط خاص میان زن و مرد كه آثار
مختلف حقوقى در بر دارد، ازدواج نیازمند به عقد مخصوصى است كه با ایجاب و
قبول تحت شرایط معینى انجام مى گیرد.
اگر ازدواج از نظر «مدت» هیچ گونه قید و محدودیتى نداشته باشد «ازدواج
دائم» صورت مى گیرد كه براى همیشه باقى خواهد بود مگر اینكه چیزى از قبیل
طلاق و امثال آن موجب از هم پاشیدن آن شود.
ولى اگر مدت آن معین و محدود ـ یك روز، یك ماه، یك سال یا بیشتر ـ باشد
«ازدواج موقت و غیر دائمى» خواهد بود، ولى از نظر مفهوم ازدواج و همسرى
هیچ گونه فرقى میان این دو نیست، تنها تفاوتى كه وجود دارد همان اختلاف
طول مدت این دو نوع از ازدواج مى باشد.
این دو نوع ازدواج در بسیارى از احكام و آثار مشتركند، تنها در موارد
محدودى با هم متفاوتند ولى این تفاوت یك تفاوت اصولى و جوهرى نیست، بلكه
مانند تفاوت صنف هاى یك نوع است مثل تفاوت نژاد سیاه و سفید، با حفظ وحدت
كلمه و حقیقت. این اختلاف كیفیت منحصر به عقد ازدواج، و شركت دو انسان در
زندگى، نیست بلكه نظیر این نوع اختلاف در انواع معاملات و مالكیت كه به
واسطه خرید و فروش به وجود مى آید هست; مثلا گاه مى شود انسان معامله مطلق
و بدون قید و شرط انجام مى دهد، اثر چنین معامله اى مالكیت ابدى و همیشگى
است كه جز با یك وسیله اختیارى مانند خریدوفروش مجدد، هبه، صلح یا یك
وسیله غیر اختیارى مانند ورشكست شدن، مردن و امثال آنها، از بین نخواهد
رفت.
ولى گاهى از همان اوّل، مالكیت، محدود به وقت معینى است به این معنا كه
خیار فسخ یا انفساخ(3) در آن قرار داده شده، بدیهى است عمر چنین ملكیتى
كوتاه و محدود به همان مدتى است كه در عقد تعیین گردیده (تا زمان فسخ یا
انفساخ قهرى) و در هر حال اینها مطالبى است كه عقل و شرع در آن اتفاق نظر
دارند.
بنابراین، اى دانشمندان و اى علماى اسلام! و شما اى نویسندگان، این همه سر
و صدا درباره «متعه» كه نوعى از ازدواج عادى است براى چیست؟ آیا این مطلب
جاى سرزنش دارد كه شما همیشه به شیعه حمله و سرزنش مى كنید؟
آیا این بحث فشرده و كوتاه كافى نیست كه شما را از برافروختن آتش عداوت در
میان مسلمانان باز دارد و وادار به انقیاد و تسلیم در برابر حق كند؟
به عزّت حق و شرافت حقیقت سوگند، من در آنچه گفتم جز از «حق» طرفدارى
نكردم، و اگر انتقادى كردم تنها انتقاد من از باطل بود. تكیه گاه ما خداست
و بازگشت همه ما به سوى اوست.
درباره عقد نكاح و ازدواج از نظر شیعه به همین قدر قناعت مى كنیم، البته
بحثهاى زیادى درباره احكام نكاح، احكام اولاد، نفقه، انواع عدّه، و امثال
آن باقیمانده كه از عهده این مختصر بیرون است و باید در كتابهاى ارزشمند
فقهى دانشمندان شیعه مطالعه نمود.
خوشبختانه انواع و اقسام كتابها در این زمینه تألیف یافته: بعضى به قدرى
مختصر و فشرده است ـ و در عین اختصار تمام ابواب فقه را از طهارت تا حدود
و دیات در بر دارد ـ كه تمام مسائل را در یك صد صفحه معمولى مطرح مى كند،
در مقابل، بعضى به قدرى مشروح است كه ابواب فقه را در بیست جلد (هر جلد به
اندازه صحیح بخارى، و صحیح مسلم) جمع آورى نموده، مانند كتاب «جواهر» و
«حدائق»، و در میان این دو نوع، حد وسط هایى نیز هست كه از شمارش بیرون مى
باشد.(4)
1 . زیرا چنین اقدامى عاقلانه نیست و این كار یك نوع مبارزه با قانون آفرینش است.
2. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید : «لولا ما نهى عنها عمر ما زنى إلاّ
شقىّ» (وسائل الشیعه، جلد 14، صفحه 440، حدیث 24). در كتاب اهل سنّت نیز
این حدیث به طور گسترده آمده است. قال على(علیه السلام): «لو لا ان عمر
نهى عن المتعه ما زنى الاّ شقىّ» (تفسیر طبرى، جلد 5، صفحه 119; تفسیر
درالمنثور، جلد 2، صفحه 140 و تفسیر قرطبى، جلد 5، صفحه 130).
3 . «شرط انفساخ» یك نوع «شرط نتیجه» است كه در فقه معروف مى باشد به این
معنا كه طرفین معامله شرط مى كنند چنانچه فلان جریان پیش آید و یا یكى از
طرفین فلان كار را انجام دهد عقد خود به خود فسخ شود بدون اینكه محتاج به
اجراى صیغه فسخ باشد.
4 . از جمله علوم اسلامى كه سیر تكاملى خود را نزد شیعه كاملا طى كرده است
همین علم فقه مى باشد، راستى وسعت و نظم و دقت «فقه شیعه» بى نظیر است و
انسان تا از نزدیك این موضوع را بررسى نكند باور نخواهد كرد، انواع مسائل
مشكل و پیچیده حتى فروع نادر فقهى در كتابهاى مبسوط فقه شیعه مورد بحث و
بررسى كامل قرار گرفته، حتى در فروع و مسائل مستحدثه (مسائلى كه در عصر ما
مورد) ابتلا واقع شده مانند بیمه و سرقفلى و انواع شركتها و حق چاپ و
امثال اینها نیز كتابهاى متعددى تألیف یافته است، و این موفقیت را شیعه در
درجه اوّل مدیون ائمه اهل بیت(علیهم السلام) مى باشد كه باب اجتهاد را به
روى شیعه گشوده و با روایات و احادیث خود انواع راهنمایى ها را نسبت به
آنها نمودند.
منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سوال
: آیا دختر بی اذن پدر و مادر می تواند شوهر کند یا نه ؟... و اگر
بفرمایید که بی رضای والدین عقد صحیح است آیا ( در این صورت ) عاق والدین
می شود یا نه ؟
جواب : رضای مادر مطلقا شرط نیست و در لزوم رضای پدر
. در دختر بالغه باکره خلاف است و اقوی و اشهر و اظهر عدم اشتراط ( رضای
پدر) است و عقد بدون اذن پدر صحیح است . ولکن احوط مراعات رضای اوست . و
اما هرگاه پدر غایب باشد یا در موقوف داشتن عقد بر رضای پدر حرج و عسر
لازم آید آنجا احتیاط هم ضروری نیست . و در صورت احتیاج دختر به شوهر و
متضرر شدن او به ترک شوهر کردن . هرگاه ( دختر با رضایت پدر ) مخالفت بکند
معلوم نیست که گناه باشد چه جای آنکه عاق باشد . بلی هرگاه دو نفر
خواستگار او باشند و اختیار هریک از آنها ضرری به دختر نمی رسد پس مخالفت
( با نظر پدر ) در این جا دور نیست که معصیت باشد و به هر حال تحصیل رضای
پدر و مادر در امور مباحه لازم است مگر اینکه ( رضای آنها ) منشا ضرر و
حرج باشد . در اینجا فرقی در مابین باکره و غیر باکره نیست .
ازدواج برای دوشیزگان بدون اذن ولی جایز است.
1- آیا دختر رشیده بدون اذن ولی میتواند ازدواج موقت کند؟
به نظر اینجانب در ازدواج دختر باکره چه دائم و چه موقت بنابر احتیاط واجب اذن پدر یا جد پدرش شرط است.
2-
اگر شرایط ازدواج دائم برای دختری رشیده یا غیر رشیده فراهم نباشد و در
صورتی که ازدواج نکند ترس از این دارد که به گناه آلوده شود، آیا میتواند
بدون اذن ولی ازدواج نماید؟
برای صحت ازدواج او بنابر
احتیاط واجب، اذن پدر لازم است. در این مسئله میتوانند به مرجعی که اذن
ولی را شرط نمیدانند مراجعه نمایند با رعایت الاعلم فالاعلم.
3- آیا دختران به دلیل نیاز عاطفی میتوانند با شرط نداشتن رابطه جنسی بدون اذن ولی ازدواج موقت کنند؟
شرط مزبور تأثیری در حکم ندارد.
4- ترویج و تقبیح ازدواج موقت در جامعه چه حکمی دارد؟
بهطور
کلی جایگاه ازدواج موقت جایگاه یک عمل مشروع فینفسه و مورد ترغیب و متضمن
فوائد مهم اخلاقی و اجتماعی است. وظیفه همگان در جامعه اسلامی این است که
سنتها و حلالهای شرعی را جایگزین بدعتها و خرافات نمایند هرچند که
متأسفانه روحیه لاابالیگری و بیتفاوتی نسبت به امور محرمه در جامعه رواج
یافته ولی هرکس وظیفه دارد که احکام شرعی و امور حلال را رعایت کند و
تبلیغ آن به صورتی که عرفپسند باشد و موهن نباشد و رغبت اشخاص را به
ازدواج دائم کم نکند در حد متعارف مفید است.
یکی از راه های مهار غریزه
جنسی ازدواج موقت است كه شرایط مخصوص به خود را دارد. ازدواج موقت، علاوه
بر این كه نیاز انسان را برطرف میكند، ثوابهای بسیاری نیز برای این كار
برشمردهاند در كتابهای فقهی و روایی ما بیانات گوهرباری درباره متعه و
حلال بودن آن آمده است و تأكیدهای پیدرپی در این باره وارد شده است كه
چند نمونه از آن را میآوریم، امام صادق(ع) فرمودند: در بیان خداوند است
كه، آنچه خدا بر مردم گشایشی فرستد، كسی نمیتواند جلوی آن را بگیرد.[۱] و
امام صادق(ع) میفرمایند: یكی از آنها صیغه كردن است.[۲] ابوبصیر میگوید:
از ابوجعفر(ع) شنیدم كه فرمود: حضرت علی(ع) فرمودند: اگر عمر بن خطاب در
مسئله متعه از من سبقت نمیگرفت ـ یعنی آن را نهی نمیكرد ـ كسی زنا
نمیكرد مگر این كه بسیار شقی و پست باشد. سپس این آیه از قرآن را تلاوت
نمود و زنانی كه با آنها متعه (ازدواج) میكنید تا پایان آن، واجب است مهر
آنها را بپردازید.[۳]
و آیات دیگری كه صریحاً و یا به صورت كنایه بر حلال بودن این نوع ازدواج دلالت دارد.
ثواب ازدواج موقّت
زنهایی كه به ازدواج موقت گردن مینهند، مورد بخشش الهی قرار میگیرند؛
به طوری كه در روایت از علی بن جعفر(ع) نقل میكنند كه رسول خدا(ص)
فرمودند: در معراج هنگامی كه مرا شبانه به سوی آسمان میبردند، حضرت
جبرئیل به من ملحق شد و گفت: ای محمد، خداوند بزرگ میفرماید: من زنهای
ازدواج موقت (صیغه) شده را بخشیدم.[۴]
یكی از راههای پاك شدن از گناه توبه كردن است و راه دیگر شهید شدن است كه
با اولین قطره خون شهید همه گناهان او بخشیده شود. این امر فقط برای مردان
نیست، بلكه بانوی مؤمنی كه حاضر شود با ازدواج موقت علاوه بر این كه نیاز
پاك جنسی خود را برطرف كند، مرد مؤمنی را نیز از ناگواری برهاند، اهمیت
دارد. خداوند مهربان هم مرد آن زن را بخشش گناهانش قرار میدهد. روایت
دیگری ثواب صیغهكننده را این گونه بیان میكند: از امام باقر(ع) نقل شده
كه از حضرت سؤال نمود آیا فردی كه صیغه میكند ثوابی هم میبرد یا نه؟
حضرت در جواب میفرمایند: چنانچه بخاطر خدا و مخالفت با عمر بن خطاب انجام
دهد، اگر یك كلمه درباره صیغه و ... با آن زن صحبت كند، خداوند به جای هر
یك كلمه حسنه و ثواب مینویسد و وقتی كه به آن زن نزدیك شد خداوند گناهی
از او میبخشد و هنگامی كه غسل جنابت نمود، به عدد موهای بدنش كه آب غسل
از آنها جاری میشود گناهانش را میآمرزد. و میگوید گفتم: به تعداد
موهای بدن؟! فرمود: بله، به تعداد موهای بدن.[۵]
خدایی كه اینگونه و با زبانهای
مختلف مسلمانان را دعوت به ازدواج میكند، كسانی را كه از راه حرام خودشان
را اشباع و ارضا كنند چگونه عذاب خواهد نمود. در روایتی دیگر امام صادق(ع)
به منظور تشویق شیعیان به این ازدواج مبارك، فرمودند: شیعیان تا قبل از
آمدن سفیر مرگ، در عمرشان حداقل یك بار هم كه شده ازدواج موقت كنند[۶] و
حتی اگر چند همسر و كنیز هم داشته باشند و هیچ احتیاجی به ارضای خود
نداشته باشند، باز امام صادق(ع) امر به ازدواج موقت نموده است تا با این
عمل، سنت رسول خدا(ص) را زنده كنند.[۷] كسانی كه در برابر این سنت الهی
غیرت بیهوده از خود نشان دهند و در این امر مهم از پیامبر اسلام و حضرت
علی(ع) جلوتر حركت كنند در جهل و گمراهی روشنی غوطهورند.
آیت الله خامنه ای :
باسمه تعالی
ازدواج
موقت یا دائم دختر باکره بنابر احتیاط واجب باید با اجازه پدر باشد ولی
اگر دختر نیاز به ازدواج دارد و خواستگار هم کفو شرعی و عرفی او می باشد و
در حال حاضر خواستگار دیگری که واجد شرایط باشد وجود ندارد اذن پدر ساقط
است.
احکام کامل ازدواج غیردائم :
ازدواج و زناشوئی
مساله 2023-ازدواج ( دائم و غیردائم ) از مستحبات است و اگر کسی بترسد که با ترک ازدواج ( دائم و غیردائم ) در حرام بیفتد ازدواج ( دائم و غیر دائم ) بر او واجب است.
مساله 2104–مستحب است در شوهر دادن دختری که به حد بلوغ رسیده تعجیل کنند ، همچنین در مورد زن دادن به پسرانی که نیاز به همسر دارند .
مساله 2024–به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به هم حلال می شوند و آن بر دو قسم است : ازدواج دائم که همیشگی است و زنی را که به این عقد در می آید «دائمه» گویند و ازدواج غیردائم که برای مدت معینی عقد زناشوئی می بندند، خواه این مدت کوتاه باشد یا طولانی و آن را « متعه» نیز می نامند.
مساله 2025–در عقد ازدواج خواه دائم باشد یا موقت، خواندن صیغه لازم است و رضایت طرفین به تنهایی کافی نیست و صیغه عقد را طرفین یا وکیل آنها می توانند بخوانند.
مساله 2026-وکالت مرد از طرف زن، یا زن از طرف مرد، برای خواندن صیغه مانعی ندارد.
مساله 2027-هر گاه زن و مردمی به کسی وکالت داده اند صیغه عقد آنها را بخواند تا یقین نکنند که وکیل صیغه را خوانده بر یکدیگر حلال نمی شوند، ولی اگر وکیل مورد اعتماد باشد و بگوید خوانده ام کافی است.
مساله 2028-هرگاه زن، کسی را وکیل کند که او را مثلا برای ده روز یا دو ماه به عقد مردمی درآورد و ابتدای آن را معین نکند باید آغاز آن را از روز و ساعتی که عقد می کند قرار دهد.
مساله 2029-احتیاط مستحب آن است که یک نفر از سوی دو همسر صیغه عقد نخواند، یعنی دو طرف عقد دو نفر باشند و نیز احتیاط مستحب این است که انسان نمی تواند از طرف زن وکیل شود تا آن را برای خود بطور دائم و یا موقت عقد کند.
دستور خواندن صیغه عقد غیردائم
مساله 2031-برای خواندن صیغه عقد موقت کافی است بعد از آن که مدت و مهر معین شد، زن بگوید : « زوجتک نفسی فی المده المعلومه علی المهر المعلوم» (من خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم) مرد نیز بگوید : « قبلت» ( قبول کردم) یا این که وکیل زن بگوید : « متعت موکلتی موکلک فی المده المعلومه علی المهر المعلوم» ( موکله خودم را به ازدواج موکل تو در مدت معین با مهر معین درآوردم) وکیل مرد نیز بگوید : « قبلت لموکلی هکذا» ( قبول کردم برای موکل خودم همینطور) .
شرایط عقد ازدواج
مساله 2032-عقد ازدواج شرایطی دارد از جمله :
1.احتیاط آن است که صیغه آن به عربی صحیح خوانده شود ولی در صورتی که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی بخوانند می توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل برای خواندن صیغه به زبان عربی واجب نیست. ولی باید لفظی بگویند که معنی همان صیغه عربی را بهفماند.
2.کسی که صیغه را می خواند باید قصد انشاء داشته باشد یعنی قصدشان این باشد که با گفتن این الفاظ همسری در میان آن دو برقرار گردد زن خود را همسر مرد قرار دهد و مرد این معنی را قبول کند وکیل نیز باید چنین قصدی را داشته باشد.
3.کسی که صیغه عقد را می خواند باید عاقل و احتیاطاً بالغ باشد هر چند از طرف دیگری وکیل باشد.
4.ولی یا وکیل در اجرای صیغه عقد باید زن و شوهر را معین کند بنابراین اگر کسی چند دختر دارد نمی تواند به مردی بگوید : « زوجتک احدی بناتی» ( یکی از دخترانم را به همسری تو در آورم)
5.زن و مرد باید از رو ی اختیار به ازدواج راضی باشند ولی اگر یکی از آن دو ظاهرا با کراهت اجازه می دهد اما می دانیم قلبا راضی است عقد صحیح است.
6.صیغه عقدباید صحیح خوانده شود و اگر طوری غلط بخوانند که معنی آن را عوض کند عقد باطل است اما اگر معنی عوض نشود اشکالی ندارد.
مساله 2033-کسی که دستور زبان عربی را نمی داند ولی کلمات عقد را صحیح ادا می کند و معنی آن را نیز می داند عقد او صحیح است.
مساله 2034-اگر عقد زنی را برای مردی بدون اجازه آنها بخوانند و بعدا آنها راضی شوند و اجازه دهند عقد صحیح است.
مساله 2035-اگر زن و مردی یا یکی از آن دو را مجبور به ازدواج نمایند ولی بعد از خواندن عقد راضی شوند و اجازه دهند احتیاط واجب آن است که صیغه عقد را از نو بخوانند.
مساله 2036-پدر و جد پدری می توانند ( در صورت ضرورت ) برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود ازدواج کنند و بعد از آن که طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید بنابر احتیاط واجب نباید آن را به هم زد.
مساله 2037- دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج نماید ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جد پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.
مساله 2102–هرگاه زن بگوید شوهر ندارم می توان حرف او را قبول کرد به شرط آنکه متهم نباشد ، اما اگر بگوید یائسه ام قبول ادعای او اشکال دارد .
-تعیین مهر و ذکر آن شرط ازدواج موقت است و هر چیزی که مالیت داشته باشد چه کم چه زیاد، را میتوان با رضایت زن و مرد به عنوان مهر تعیین کرد.
احکام عقد غیردائم
مساله 2070-در ازدواج موقت مقدار وقت و مقدار مهر تعیین شده باشد و بدون آن باطل است.
مساله 2071-ازدواج موقت هرچند برای لذت بردن هم نباشد بلکه به قصد محرم شدن نزدیکان آن دختر باشد جائز است مشروط بر اینکه دختری را که به ازدواج موقت در می آورند در حدی باشد که قابل لذت جنسی باشد، مثلا اگر کوچک است باید وقت را به اندازه ای زیاد کنند که دوران آمادگی دختر را شامل شود، هرچند بعد از عقد مدت را ببخشند.
مساله 2072-احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر خود را در ازدواج موقت نیز ترک نکند.
مساله 2073-زنی می تواند در ازدواج موقت شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند و تنها لذتهای دیگر ببرد، ولی اگر بعدا به این امر راضی شود مانعی ندارد.
مساله 2074-همسر ازدواج موقت حق خرجی ندارد، هرچند باردار شود و از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم از او ارث نمی برد و حق واجب همخوابی نیز ندارد.
مساله 2075-همسر موقت می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود یا کاری در خارج خانه برای خود انتخاب کند، مگر این که به خاطر بیرون رفتنش حق شوهر از بین برود.
مساله 2076-پدر یا جد پدری می تواند برای محرم شدن با زنی او را به عقد موقت پسر نابالغ خود درآورد ( به شرط این که مدت عقد به اندازه ای باشد که پسر به حد بهره گیری جنسی برسد) و نیز می تواند دختر نابالغی را برای محرم شدن بستگان به عقد کسی درآورد ( به همان شرط که در مورد پسر گفته شد) و در هر دو صورت بنابر احتیاط واجب باید عقد فایده ای برای آن دو داشته باشد و خالی از مفسده باشد.
مساله 2077- مرد می تواند مدت ازدواج موقت را ببخشد و به آن پایان دهد ، در این صورت اگر با آن زن نزدیکی کرده باید تمام مهر و اگر نزدیکی نکرده باید نصف آن را بدهد.
مساله 2078- مرد می تواند زنی را که صیغه اوست به عقد دائمی درآورد، ولی باید نخست باقیمانده مدت را ببخشد، سپس او را عقد کند.
مساله 2079- ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت آن، عده دارد به شرحی که در کتاب طلاق خواهد آمد و فرزندانی که از آن متولد می شوند تمام حقوق فرزندی را دارند و از پدر و مادر و بستگان خود ارث می برند هرچند آن زن و شوهر از هم ارث نمی برند.
عده در ازدواج غیردائم
در دو صورت ازدواج موقت عده ندارد :
1-نزدیکی صورت نگرفته باشد.
2-زن یائسه باشد.
عده ازدواج غیردائم
عده ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت. در صورتی که عادات ماهانه می بیند به مقدار دو حیض کامل است و اگر عادت نمی بیند چهل و پنج روز تمام است
عده وفات
و در صورتی که شوهر از دنیا برود باید چهار ماه و ده روز عده نگه دارد. خواه شوهرش با او نزدیکی کرده باشد یا نه . حتی زن یائسه نیز باید عده وفات نگه دارد . و اگر باردار است باید تا هنگام وضع حمل عده نگه دارد ولی اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز فرزندش به دنیا آید باید تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهر عده را ادامه دهد.
بعضی از محدودیت ها و مسئولیت های ازدواج غیر دائم
مساله 2042–ازدواج با زنانی که با انسان محرم هستند حرام است ، مانند مادر ، دختر ، خواهر ، عمه ، خاله ، دختر برادر ، دختر خواهر ، زن پدر ، دختر زن و مادر زن .
مساله 2043–هرگاه کسی زنی را برای خود عقد ( دائم ، غیردائم ) نماید هرچند با او نزدیکی نکرده باشد ، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم می شوند ، ولی دختر زن و نوه دختری و پسری آن زن در صورتی به آن مرد حرام می شوند که با آن زن نزدیکی کرده باشد .
مساله 2046–هرگاه زنی را برای خود عقد کندتا وقتی آن زن در عقد اوست نمی تواند با خواهر آن زن ازدواج کند ، خواه عقد دائم باشد یا غیردائم ، حتی بعد از طلاق مادام که در عده است ، در صورتی که عدع رجعی باشد ، نمی تواند خواهر او را بگیرد و احتیاط مستحب آن است که در عدع طلاق بائن که شرح آن خواهد آمد با او ازدواج نکند ، همچنین در عده متعه ، خواه بعد از تمام شدن مدت باشد و یا بخشیدن مدت .
مساله 2079-ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت آن، عده دارد و فرزندانی که از آن متولد می شوند تمام حقوق فرزندی را دارند و از پدر و مادر و بستگان خود ارث می برند هرچند آن زن و شوهر از هم ارث نمی برند.
مساله 2075-همسر موقت می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود یا کاری در خارج خانه برای خود انتخاب کند، مگر این که به خاطر بیرون رفتنش حق شوهر از بین برود.
مساله 2074-همسر ازدواج موقت حق خرجی ندارد، هرچند باردار شود و از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم از او ارث نمی برد و حق واجب همخوابی نیز ندارد.
مساله 2072-احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر خود را در ازدواج موقت نیز ترک نکند.
مساله 2073- زنی می تواند در ازدواج موقت شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند و تنها لذتهای دیگر ببرد، ولی اگر بعدا به این امر راضی شود مانعی ندارد.
مساله 2070- در ازدواج موقت مقدار وقت و مقدار مهر تعیین شده باشد و بدون آن باطل است.
مساله 2048- زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر درآید، همچنین مرد مسلمان نمی تواند بنابر احتیاط با زن کافر ازدواج دائم کند ولی ازدواج موقت با زنان اهل کتاب مانند یهود و نصاری مانعی ندارد
مساله 2032- ........ 5- زن و مرد باید از رو ی اختیار به ازدواج راضی باشند ولی اگر یکی از آن دو ظاهرا با کراهت اجازه می دهد اما می دانیم قلبا راضی است عقد صحیح است.
-عقد ازدواج موقت با زنی که زنا کار است، خصوصا اگر از زنهایی باشد که در زنا شهرت دارد، با کراهت جایز است، و اگر مرد با او ازدواج موقت نمود، زن را از فجور باز دارد.
اجازه گرفتن از پدر (اذن ولی)
مساله 2037-دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج نماید ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جد پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.
مساله 9–در جایی که مجتهد صریحا فتوا ندارد ، بلکه می گوید احتیاط آن است که فلان گونه عمل شود ، این احتیاط را (( احتیاط واجب)) می گویند و مقلد یا باید به آن عمل کند و یا به مجتهد دیگر مراجعه نماید .
-اگر دختر باکره نباشد و بکارتش به وسیله شوهر کردن یا به واسطه وطی به شبهه و یا زنا از بین رفته باشد، اجازه پدر و جد پدری لازم نیست.
گردآوری:حمید توکلی کرمانی
منبع اصلی:رساله حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
به منظور رفتار صحیح و توجه به اخلاق و اشائعه فرهنگ صحیح اسلامی و به
منظور سلامت روحی و روانی جوانان بر آن شدیم تا برخی از سوالات متدوال را
در اینجا ذکر کنیم باشد.
احکام جماع و آمیزش - ازدواج موقت
آیا مرد با داشتن همسر دایم، مى تواند ازدواج موقت کند؟ رضایت و اجازه همسر دایمى او چه نقشى دارد؟
مرد با داشتن همسر دائمى شرعا مى تواند ازدواج موقت نماید و اجازه از
همسر شرط صحت نیست، ولى اگر در ضمن عقد با همسر اول شرط کرده که بدون
رضایت همسرش زن دیگرى نگیرد باید به این تعهد عمل نماید. البته با داشتن
زنى که به وظایف خود عمل مى کند مصلحت در ازدواج مجدد نیست.
آیا در ازدواج موقت با دختر باکره، اذن پدر دختر لازم است؟
به نظر بسیارى از فقها ازدواج با دختر باکره چه به طور دائم و چه موقت
بنابر احتیاط واجب اجازه پدر یا جد پدرى لازم است - بدیهى است اگر ازدواج
با اجازه پدر یا جد پدرى دختر انجام بگیرد هر گونه لذت بردن از او اشکال
ندارد.
کمترین و بیشترین زمان ازدواج موقت چقدر است؟
آنچه در ازدواج موقت شرط است این است که مدت ذکر شود و زمان معین باشد ولى
این که اکثر و اقل زمان آن چقدر باید باشد مى توان مدت عقد موقت را از یک
ساعت تا 99 سال هم قرار داد.
فرزندى که از ازدواج موقت متولد مى شود مربوط به پدر است یا مادر؟
بچه مربوط به پدر و مادر است و به طور کلى فرزندانى که از عقد موقت متولد مى شوند همه حقوق فرزندى را دارند.
آیا ازدواج موقت با دخترى که بکارتش از راه غیر شوهر کردن از بین رفته است نیاز به اذن پدر دارد؟
اگر بکارت به غیر شوهرکردن از بین رفته باشد، باز هم براى ازدواج (چه دائم و چه موقت) اذن پدر یا جد پدرى شرط است.
آیا ثبت ازدواج موقت در دفتر اسناد رسمى ضرورى است؟
از نظر قانونى لازم است. این مسأله از احکام انتظامى حکومتى است و تخلف از آن داراى پیگرد قانونى است ولى مبطل عقد نیست.
ازدواج موقت با اهل کتاب و مشرک چه حکمى دارد و عقد ازدواج به چه صورتى باید باشد؟
صیغه کردن زنان اهل کتاب (یهودى و مسیحى) اشکال ندارد ولى ازدواج با زنان
مشرک (مثل بت پرستها) به هیچ وجه (دائم و موقت) جایز نیست. در صورت جمع
بودن شرایط صیغه (مثل این که در عده نباشد) احتیاط آن است که صیغه آن به
عربى صحیح خوانده شود. اما در صورتى که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى
بخوانند مى توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل براى خواندن صیغه به
زبان عربى واجب نیست ولى باید لفظى بگویند که معناى همان صیغه عربى را
بفهماند.
شرائط ازدواج موقت را بیان فرمائید.
شرایط نکاح غیر دائم همان شرایط نکاح دائم است به اضافه تعیین مدت زناشویى
و تعیین مقدار مهر که این دو در متن صیغه عقد باید ذکر شود. بنابراین
مجموع شرایط نکاح غیر دائم بدین قرار خواهد شد:
1- اذن ولى در صورتى که دختر باکره باشد و اگر باکره نباشد این شرط لازم نیست.
2- تعیین مدت زناشویى و مقدار مهر در متن صیغه عقد.
3- اجراى صیغه عقد به نحو صحیح به وسیله خود طرفین و اگر طرفین توانایى خواندن صیغه را به عربى نداشته باشند مى توانند وکیل بگیرند.
حکم ازدواج موقت با زن فاحشه و اهل کتاب چیست؟
ازدواج موقت با زن فاحشه جایز است على کراهة خصوصاً اگر از زنان مشهور به
زنا باشند که کراهت شدیدترى دارد. ازدواج موقت با زنان کافرى که اهل کتاب
نیستند جایز نیست ولى با آنان که اهل کتاب هستند مثل یهودیان و نصرانى ها
جایز است و اشکال ندارد،
اگر در مدت ازدواج موقت زن حامله شود آیا فرزندى که بعدا به دنیا مى آید متعلق به پدر است و مسئولیتى بر عهده اوست
فرزندانى که از طریق ازدواج موقت به دنیا مى آیند متعلق به پدر و مادر
هستند و مخارج آنان بر عهده پدر است و از تمام حقوقى که فرزند بر پدر و
مادر دارد برخوردار مى باشند.
متعه نمودن زنان بدکاره چه حکمى دارد و باید شرایط ازدواج موقت از نظر عده و ... رعایت شود یا نه؟
اکثریت قریب به اتفاق مراجع، متعه در مورد سوال را جایز (ولى مکروه) مى
دانند. و آمیزشهاى نامشروع پیشین عده ندارند. اما براى آمیزش بعد از عقد
موقت لازم است عده نگه داشته شود.
آیا انسان بدون وجود شاهدى مى تواند صیغه عقد موقت را بخواند در صورت مواجه شدن با نیروهاى انتظامى چگونه باید جواب دهد؟
از نظر شرعى اگر زن و مردى ادعاى زوجیت با یکدیگر داشته باشند ادعا
پذیرفته است مگر آنکه قرینهاى بر خلاف و یا فریبى در کار باشد. و خواندن
صیغه نیاز به شاهد ندارد.
آیا اگر دختر گفت پدر و مادرم راضى هستند مى شود به گفته او بدون اذن پدر با او ازدواج کرد؟
الف) کافى نیست مگر آن که دسترسى به پدر ممکن نباشد و یا از گفته او یقین به اذن پدر حاصل شود.
ب) این که بگوید خودم مسؤول هستم کافى نیست مگر براساس فتواى مرجعى مانند
آیت الله بهجت که در مورد بالغه رشیده اذن پدر را هر چند از نظر تکلیفى
لازم مى دانند ولى آن را شرط صحت عقد نمى دانند.
س: آبى که بعد از تحریکات جنسى از مردان خارج می شود و بدون بو و رنگ و کمى چسبنده است پاک است یا نجس؟
آبها و رطوبتهایى که قبل از خروج منى در اثر تحریک جنسى از فرد خارج می
شود پاک است و وضو را نیز باطل نمی کند همچنین است آبى که پس از منى خارج
می شود. بنابراین جز منى و بول بقیه رطوبت ها پاک است.
س: اگر فرزندى نزدیکى پدر و مادر را ببیند و همین امر باعث استمنا کردن او شود آیا گناهش به عهده کیست؟
از نظر اسلام بر پدر و مادر لازم است که هنگام خلوت کردن کاملاً خود را از
دید فرزندان مخفى کنند و سعى نمایند که حتى صداى نفس آنها به گوش فرزندان
نرسد و اگر عمداً رعایت این جهات را نکنند گناه کردهاند ولى فرزندان هم
باید مواظف رفتار خود باشند و بدون اجازه و سرزده وارد اتاق پدر و مادر
نشوند و حتى نگاه کردن از شکاف و یا پنجرهاى که به اتاق آنها مربوط است،
گناه می باشد. در هر صورت اگر چنین اتفاقى افتاد، دلیل نمی شود که فرزند
خود را به گناه استمنا یا سایر گناهان آلوده نماید بلکه باید از خداوند
کمک بخواهد و با نفس و شیطان مبارزه نماید و در اولین فرصت در صورت امکان
ازدواج کند و اگر مدتى شیطان بر او غلبه کرد و نتوانست خود را کنترل کند و
به گناه آلوده شد، باید توبه کند و به سوى خدا باز گردد.
س: اگر مردى با زنش از پشت نزدیکى کند بر زن نیز غسل جنابت واجب می شود؟
اگر دخول به مقدار ختنه گاه انجام شود هر دو جنب می شوند.
س: نزدیکى از پشت با همسر در مواقعى که حائض یا آبستن است، چه حکمى دارد؟
وطى کردن در حال عادى کراهت دارد و در حال حیض با رضایت زن کراهت شدیده دارد.
س: آیا غسل جنابت فورا بر انسان واجب مى شود و آیا براى چند مرتبه آمیزش یک غسل کافى است؟
غسل جنابت براى نماز واجب می شود و لازم نیست که فوراً بعد از جنابت غسل
انجام شود، همچنین براى چندین مرتبه جنابت، یک غسل بیشتر واجب نیست.
1- شرایط عقد موقت ، همان شرایط نكاح دائم است ؛ به اضافه تعیین مدت زناشویی و تعیین مقدار مهر كه این دو در متن صیغه عقد باید ذكر شود.
بنابراین مجموع شرایط نكاح غیر دائم بدین قرار خواهد شد:
یك. اذن ولی ، در صورتی كه دختر باكره باشد و اگر باكره نباشد این شرط لازم نیست؛
دو. تعیید مدت زناشویی و مقدار مهر در متن صیغه عقد؛
سه. اجرای صیغه عقد به نحو صحیح به وسیله طرفین یا وكیل.
2- در ازدواج موقت ، نخست باید مهر و مدت آن معلوم شود، و زمان آن می تواند از یك ساعت تا 99سال باشد.
3- احتیاط مستحب آن است كه صیغه عقد به عربی صحیح خوانده شود ؛ اما اگر مرد و زن نتوانند خطبه عقد را به عربی بخوانند ، خواندن آن به زبان دیگر مانعی ندارد.
4- گرفتن وكیل برای خواندن صیغه به زبان عربی واجب نیست ؛ ولی باید الفاظی را بگویند كه معنای همان صیغه عربی را بفهماند.
5- وكالت مرد از طرف زن ، یا زن از طرف مرد ، برای خواندن صیغه مانعی ندارد.
6- خواندن صیغه نیازی به شاهد ندارد.
7- صیغه كردن زنان اهل كتاب ( یهودی و مسیحی ) اشكال ندارد ؛ ازدواج با زنان مشرك ( مثل بت پرست ها ) به هیچ وجه ( دائم و موقت ) جایز نیست.
8- فرزندانی كه از عقد موقت متولد می شوند ، از همه حقوق فرزندان عقد دائم برخوردارند.
9- مخارج فرزندانی كه از طریق ازدواج موقت به دنیا می آیند ، برعهده پدر است.
10- مرد با داشتن همسر دائمی ، شرعاً می تواند ازدواج موقت نماید و اجازه از همسر شرط صحت نیست.
11- عدم ثبت عقد در دفاتر رسمی ، شرعاً مبطل آن نیست ؛ ولی برای رفع تهمت داشتن مدرك بهتر است.
12- ازدواج موقت با زنان فاحشه مكروه است.
13- ازدواج موقت با زنان كافری كه اهل كتاب نیستند جایز نیست؛ ولی با زنان اهل كتاب ( یهودیان و نصرانی ها ) جایز است.
14- از نظر شرعی اگر زن و مردی ادعای زوجیت با یكدیگر را داشته باشند ، ادعای آنان پذیرفته است ؛ مگر آنكه قرینه ای برخلاف ، یا فریبی در كار باشد.
15- اگر زن بگوید كه شوهر ندارد و در گفتارش متَهم به كذب نباشد ، كفایت می كند.
16- اذن پدر برای عقد زن بالغ و رشید ، هرچند از نظر تكلیفی لازم است ، ولی شرط صحت عقد نمی باشد. بدین ترتیب زنی كه بدون اذن ولی ازدواج می كند، دچار معصیت شده است ؛ اما عقد او صحیح است.
17- برای خواندن صیغه عقد موقت ، كافی است بعد از آن كه مدت و مهر معین شد ، زن بگوید : زوجتك نفسی فی المده المعلومه علی المهر المعلوم ؛ " من خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین در آوردم. " مرد نیز بگوید : قبلت ؛ " قبول كردم".
18- برای خواندن صیغه عقد موقت به زبان فارسی ، همین كه زن بگوید : « خود را با فلان مهر، برای فلان مدت به ازدواج تو درآوردم » و مرد بگوید : « پذیرفتم» ، كافی است.
19- زن مسلمان نمیتواند به عقد كافر درآید ، همچنین مرد مسلمان نمی تواند با زن كافر ازدواج دائم داشته باشد ؛ ولی ازدواج موقت با زنان اهل كتاب مانعی ندارد.
20- زن می تواند در ازدواج موقت شرط كند كه شوهر با او نزدیكی نكرده ، به لذتهای دیگر اكتفا كند ؛ ولی اگر به این امر ( نزدیكی = دخول ) راضی شد ، مانعی ندارد.
21- مرد می تواند مدت ازدواج موقت را ببخشد و به آن پایان دهد ؛ در این صورت اگر با آن زن نزدیكی كرده باشد ، باید تمام مهر و اگر نزدیكی نكرده باشد ، باید به نسبت آن مدت ، مهر توزیع و تقسیم شود و به مقداری كه بخشیده از مهر كم می شود.
22- در صورت تحقق دخول ، عده لازم است ؛حتی اگر از حامله شدن جلوگیری كرده باشند.
23- در دو صورت ازدواج موقت ، عده ندارد:
یك. نزدیكی صورت نگرفته باشد؛
دو. زن یائسه باشد.
24- عده در ازدواج موقت ( بعد از تمام شدن مدت آن ) به مقدار دو حیض كامل است و اگر عادت نمی بیند ، چهل و پنج روز تمام است. اما اگر شوهر از دنیا برود ، باید چهارماه و ده روز عده نگه دارد ؛ خواه شوهرش با او نزدیكی كرده باشد یا نه . حتی زن یائسه نیز باید عده وفات نگه دارد. و اگر باردارست باید تا هنگام وضع حمل عده نگه دارد ، ول یاگر پیش از كذشتن چهار ماه و ده روز فرزندش به دنیا آید باید تا جهارماه و ده روز پس از مرگ شوهر عده را ادامه دهد.
25- ازدواج موقت ، به دو صورت پایان می پذیرد : یا مدت عقد تمام شود ، یا مرد بگوید « باقی مدت عقد را بخشیدم »
حدود صیغه محرمیت تا چه اندازه می باشد ، و ربواط و محدوده حجاب تا حدی از لحاظ شرعی مجاز می باشد ؟
صیغه محرمیت همان عقد موقت است که زن در روابط مثل زوجه است .
آیا دختر و پسر که با هم ارتباط دارند خودشان می توانند صیغه محرمیت بخوانند ؟
با اجازه پدر یا جدّ پدری اشکال ندارد .
ایا میتوان دختری را که بدلیل خطا بکارت خود را از دست داده بدون اذن پدر صیغه کرد ؟
اذن لازم است.
در
ازدواج موقت با زنان اهل کتاب حکم صیغه باید خوانده شود چون آنها که این
حکم را نمی دانند ؟ و آیا ازدواج موقت با فواحش در صورت عدم دخول جایز است
؟
1 ـ خواندن صیغه و لو به زبان غیر عربی بهر حال لازم است و به طرف مقابل باید معنای ازدواج موقت تفهیم بشود .
2 ـ اگر از زنانی باشد که مشهور به زنا است به احتیاط واجب قبل از توبه با او ازدواج نکند حتی اگر قصدش عدم دخول باشد .
آیا میشود صیغه عقد را به زبان فارسی بیان کرد؟ وفقط به عنوان مثال گفت : من تورا به مدت 1 ساعت میخواهم به مبلغ فلان مقدار؟
اگر
عربی بلد نباشید اشکال ندارد ودر اینصورت زن به مرد میگوید : تورا به
ازدواج خود در آوردم برای یک ساعت (مثلا ً) به فلان مبلغ وسپس مرد میگوید
: قبول کردم.
1 ـ برای فردی که در یک کشور غربی زندگی می کند آیا متعه یک زن غیر مسلمان حلال است ؟
چنانچه وی تمایل به اسلام پیدا کرد :
2 ـ چه نکاتی را در عمل به ازدواج موقت باید رعایت نمود تا به گناه آلوده نشود ودر عین حال نیاز شرعی خود را نیز بر آورده ساخت ؟
3 ـ آیا با توجه به در دسترس نبودن روحانی برای خواندن صیغه خود فرد میتواند اقدام کند .
4 ـ آیا جمله خاصی لازم است گفته شود ؟
5 ـ آیا باید به زبان عربی باشد یا به زبان دیگر هم کفایت می کند ؟ 1 ـ اگر همسر دائمی مسلمان نداشته باشد با زن مسیحی ویهودی جایز است .
2
ـ پس از تشخیص جواز ازدواج با مورد خاص وتعیین مهر ومدت با دقت می تواند
به زن بگوید با توازدواج موقت می کنم به این مقدار مهر وتا این مدت زمان
واوبگوید پذیرفتم واگر به زبان عربی نمی تواند به غیر عربی بگویند اشکالی
ندارد .
3 و4 و5 ـ جواب روشن شد .
اگر
دختر و پسر ندانند که اجازه ی پدر دختر برای عقد موقت لازم است و بعد از
جاری شدن عقد متوجه آن موضوع بشوند عقد آنها چه حکمی دارد ؟
عقد باطل است .
ایا در ازدواج موقت با زن اهل کتاب عده نگه داشتن لازم است؟
بله لازم است.
آیا ازدواج موقت به زبان فارسى نیز قبول است یا نه؟
خیر باید سعى كند به عربى خوانده شود و اگر نتوانست كلمه (قبلت) را به عربى بگوید.
آیا صحیح است که اگر دختری بالغ باشد از نظر فکری وسنی ، می تواند بدون اطلاع پدر صیغه پسری شود که بعد ها قصد ازدواج دارند؟
صحّت ندارد واذن پدر لازم است حتی اگر مستقل در شؤون زندگی باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت.
آیا زن و مرد می توانند دو بار صیغه عقد دائم را جاری سازند؟ یک بار خودشان و بعد از مدتی با ثبت و موازین قانونی؟
اشکال ندارد، عقد دومی صوری وظاهری است.
ازدواج با زنان اهل کتاب چه حکمی دارد؟
عقد دائم به احتیاط واجب جایز نیست وعقد موقت اشکال ندارد.
من
دختری 23 سال هستم که که مدت 6سال است خواستگاری دارم که 24 سال دارد و هر
دو نسبت به هم دارای عشق پاکی هستیم و فقط به ازدواج فکر می کنیم اما چون
در حال حاضر سرباز است و نمی توان تا 6 ماه آتی به صورت رسمی مطرح کرد آیا
میتوان بدون آگاهی پدر صیغه محرمیت بخوانیم اما شرط شود که باکره بمانم در
ضمن مادرم در جریان میباشد راهنماییم کنید?
بدون رضایت پدر حرام است جایز نیست ، و چیزی به نام صیغه محرمیت نداریم .
اگر
دختر و پسر ندانند که اجازه ی پدر دختر برای عقد موقت لازم است و بعد از
جاری شدن عقد متوجه آن موضوع بشوند عقد آنها چه حکمی دارد ؟
عقد با طل است .
آیا زنی را که زنا کرده است را میتوان به عقد غیر دائم خود در اورده یا باید ان زن عده نگه دارد ؟ آیا زنی که به مدت یک یا دو ساعت به عقد غیر دائم دراید عده دارد یاخیر؟
1-عده لازم نیست ولی اگر زن از زنهای مشهور به زنا است به احتیاط واجب وی را عقد نکند مگر بعد از توبه کردن.
2-اگر این عمل بعد از عقد شرعی بوده عده دارد .
3-اگر با وی نزدیکی بشود عده دارد .
آیا
من میتوانم وقتی که به شهر یا کشور دیگری برای مدت یک هفته میروم در آنجا
خانمی را برای مدت 1 ساعت صیغه کنم ؟حتی اگر به شهر ها یا کشورهای زیارتی
بروم؟
اشکال ندارد ولی اگر شما همسر مسلمان دارید نمیتوانید
زنی را که از اهل کتاب است مثلا مسیحی صیغه کنید و اگر همسر شما هم به آن
راضی باشد به احتیاط واجب نباید این کار را بکنید.
با چه شرایطی میتوان زن غیر مسلمان را صیغه کرد ؟
در صورتی که مرد زن مسلمان نداشته باشد و بقیه شرایط که در عقد موقت با زن مسلمان معتبر است در عقد با وی هم لازم است .
آیا صیغه دختره باکره بدون اذن پدر با شرط عدم ودخول ضمن عقد جایز است یا خیر ؟
جائز نیست حتی اگر دختر مستقل در شوًون زندگی باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت .
در چه صورت و شرایطی اذن والد نیاز نیست در ازدواج موقت ؟
دختره باکره اگر در شؤون زندگی مستقل نباشد اذن لازم است و اگر مستقل باشد هم بنابر احتیاط واجب لازم است .
برای
شخصی که مقدمات ازدواج به هیچ وجه برایش فراهم نیست و پیدا کردن زن عفیفه
برای متعه ازدواج موقت کردن هم مقدورنیست آیا متعه با زنی که مشهور به
فساد است جایز است؟
ازدواج با زن مشهور به زنا به احتیاط واجب جایز نیست و میتوانید در این مساله به اعلم بعد رجوع کنید .
آیا خواندن صیغه توسط مرد و زن کافی است یا بایستی شخص دیگری صیغه را جاری کند ؟ خواندن صیغه چگونه است؟
خود
زن و مرد بخوانند کافی است و اگر عربی بلد نیستند میتوانند به زبان دیگر
بخوانند بعد از تعیین مدت و مبلغ مهر به طور دقیق زن میگوید :زوجتک نفسی
فی المده المعلومه علی المهر المعلوم سپس مرد میگوید :قبلت .
ضمن سلام نظر حضرت عالی در مورد عده زنان فاحشه را بفرمائید ایا ازدواج موقت با انها مشکل دارد ؟
ازدواج با انها بنا بر احتیاط واجب جایز نیست ولی زنا عده ندارد .
بازنی
که در ازدواج موقت دیگری بوده ازدواج کرده و دخول صورت گرفته بدون آنکه از
همسر داشتن او خبر داشته باشم آیا بعدا ً می توانم با اوازدواج کنم؟
بنابر احتیاط واجب بر شما حرام ابدی شده است.
آیا می توان با دختری که قبلا به طور رسمی ازدواج نکرده و در جایی ثبت نشده و اینکه آن دختر باکره نباشد ازدواج موقت کرد ؟
اگر ازدواج سابق شرعی بوده برای عقد دوم اذن پدر لازم نیست .
من
با دختری دوستم میتوانم فقط برای گفتن و خندیدن او را عقد کنم یعنی نه
برای قصد جنسی فقط برای اینکه بتوانم با او راحت بگویم و بخندم .
با اذن پدر یا جدّ پدری اشکال ندارد .
چه نکاتی را در عمل به ازدواج موقت باید رعایت نمود تا به گناه آلوده نشود و در عین حال نیاز شرعی خود را نیز بر آورده ساخت ؟
پس
از تشخیص جواز ازدواج با مورد خاص و تعیین مهر و مدت با دقت می تواند به
زن بگوید با تو ازدواج موقت می کنم به این مقدار مهر و تا این مدت زمان و
او بگوید پذیرفتم و اگر به زبان عربی نمی تواند به غیر عربی بگویند اشکالی
ندارد .
برای فردی که در یک کشور غربی زندگی می کند آیا متعه یک زن غیر مسلمان حلال است ؟
اگر همسر دائمی مسلمان نداشته باشد معه با زن مسیحی و یهودی جایز است .
بنده
در کشور ژاپن زندگی میکنم که اکثر مردم آن یا بودائی هستند یا دینی
ندارند. من برای اینکه به گناه نیفتم نیاز شدید به ازدواج موقت دارم. لذا
با عرض معذرت به سوالات زیر پاسخ دهید:
۱ - آیا لازم است که قبل از ازدواج در مورد دینشان سوال شود؟
۲ - آیا لازم است که سوال شود و جواب دادند که دینی انتخاب نکرده ام چه باید کرد؟
۳ - اگر گفتند بودائی هستم چه حکمی دارد؟
۴ - آیا در صورت منفی بودن سوالات فوق میتوان آنها را بعنوان کنیز برای مدت مشخصی خرید؟ (خود آنها راغب هستند).
۱ - اگر مسیحی یا یهودی بودن وی ثابت نشود - و لو به اعتراف خود - ازدواج موقت با وی جایز نیست.
۲ - جایز نیست مگر اینکه عرفاٌ مسیحی یا یهودی باشد.
۳ - جایز نیست.
۴ - جایز نیست.
آیا كسى مى تواند با خواهر زن خود به صورت موقت یا دائم ازدواج كند ؟
بعد از طلاق همسر خود و گذشت عدّه وى مى تواند با خواهر او ازدواج دائم یا موقت بكند و قبل از آن جایز نیست و عقد باطل است .
اگر
زن و مرد بخواهند متعه كنند و در متعه شرط نمایند كه هر نوع تلذذ از
همدیگر را داشته باشند به استثناء دخول آیا در این نوع متعه اذن پدر لازم
است ؟
لازم است اگر بکر باشد .
آیا متعه با كسى كه نمى خواهیم با او نزدیكى كنیم و فقط براى ایجاد محرمیت متعه مى كنیم به اجازه ولى نیاز دارد ؟
اگر بکر باشد اجازه ولی دراینصورت هم لازم است .
در چه صورتى اجازه پدر براى زن در صیغه عقد موقت لازم است ؟
در
هر عقدى اجازه پدریا جد پدری در ازدواج زنى كه ازدواج نكرده لازم است و
این حكم در صورتى كه زن در شئون زندگى مستقل باشد مبنى بر احتیاط است .
آیا اگر زن بگوید كه شوهر ندارد كفایت مى كند یا باید تحقیق كرد ؟
كفایت مى كند .
آیا زن و مرد خودشان مى توانند صیغه عقد موقت را جارى كنند ؟
مى توانند .
آیا براى صیغه عقد موقت شاهد لازم است؟
لازم نیست .
منبع: آفتاب نیوز
اسلام برای بر آورده شدن نیازهای زن و مرد، چهارچوب ازدواج (دائم و موقت) را معین کرده است. درباره ازدواج دائم تقریبا همه اطلاعات کاملی دارند اما در این مقاله سعی میشود اطلاعاتی را راجع به ازدواج موقت به شما بدهیم.
اول از همه باید گفت ازدواج موقت با اینکه از لحاظ شرعی کاملا قبول شده
است اما از لحاظ جنبه های دیگر در بین افراد همیشه جلوه ی خوبی ندارد. و
حتی برخی افراد این کار را کمی دور از اخلاق میدانند. نظر شخصی هر کس
محترم است و من فقط چند نکته را راجع به ازدواج موقت میگویم و به هیچوجه
منظورم تایید و یا عدم تایید ازدواج موقت نیست.
1. در ازدواج موقت، رضایت طرفین و خواندن صیغه کافی است و نوشتن و شاهد گرفتن لازم نیست.
2. خود زن و مرد میتوانند صیغه عقد را بخوانند. ابتدا مدت عقد (از یک
ساعت تا چند سال) و میزان مهر (مثلاً از هزار تومان تا ...) را معین کنند
و بعد صیغه عقد را بخوانند.
«صیغه عقد»
زن میگوید:
«زَوَّجتُکَ نَفْسی فی المُدَّةِ الْمَعْلوُمَه عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلوُم» (خودم را به تو تزویج کردم برای مدت معین با مهر معین)
بعد مرد میگوید:
«قَبِلْتُ» (قبول کردم)
تبصره: اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند به هر
لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است. اما باید لفظی را بگویند که معنی
«زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ» را بفهماند.
3. عقد موقت طلاق ندارد بلکه جدا شدن زن و مرد بواسطه تمام شدن مدت عقد و
یا بخشیدن مدت (مرد باقیمانده زمان عقد را به زن میبخشد) میباشد.
4. اگر کسی زنی را به عقد خود درآورد، اگر چه نزدیکی نکرده باشد مادر آن
زن به آن مرد محرم میشود و اگر نزدیکی کرده باشد، اگر آن زن از مرد دیگری
دختر داشته باشد دختر آن زن نیز به آن مرد محرم میشود و مرد هرگز
نمیتواند با آن دختر ازدواج کند.
5. تعریف عدّه: مدت زمانی را که زن نمیتواند با مرد دیگری ازدواج کند
عدَه میگویند. این مدت پس از طلاق (در عقد دائم) و یا اتمام مدت زمان (در
عقد موقت) و یا فوت شوهر شروع میشود.
6. عدَه عقد موقت دیدن دوبار عادت ماهیانه زنان است. عدَه عقد دائم از
زمان طلاق، دیدن سه بار عادت ماهیانه است. عدّه وفات شوهر، چهارماه و ده
روز است اگر چه زن یائسه یا متعه باشد.
7. زن یائسه (زن غیرسیدی است که سنش بالاتر از پنجاه سال یا سیدهای که
سنش بالاتر از شصت سال باشد) عدّه طلاق و عدّه اتمام عقد موقت ندارد.
8. اگر مردی زنی را که در عدّه دیگری است برای خود عقد کند آن زن بر او حرام میشود.
سوال: چرا اسلام اجازۀ پدر را برای دختر باکره شرط دانسته است؟
استاد شهید مطهری (ره) در این باره می فرماید: فلسفۀ این كه دوشیزگان لازم است - یا لااقل خوب است - بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نكنند ناشی از این نیست كه دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی كمتر از مرد بحساب آمده است. اگر به این جهت بود چه فرقی است میان بیوه و دوشیزه كه بیوه شانزده ساله نیازی به موافقت پدر ندارد و دوشیزه هجده ساله طبق این قول نیاز دارد. بعلاوه اگر دختر از نظر اسلام در ادارۀ كار خودش قاصر است چرا اسلام به دختر بالغ رشید استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد میلیونی او را صحیح و مستغنی از موافقت پدر یا برادر یا شوهر می داند؟ این مطالب فلسفۀ دیگری دارد كه به گوشهای از روانشناسی زن و مرد مربوط است. مربوط است به حس شكارچیگری مرد از یك طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف دیگر .مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت. آنچه مرد را می لغزاند و از پا در میآورد شهوت است، و زن باعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بیشتر است. اما آن چیزی كه زن را از پا در میآورد و اسیر میكند اینست كه نغمۀ محبت، صفا، وفا و عشق از دهان مردی بشنود .خوش باوری زن در همین جاست .زن مادامی كه دوشیزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را بسهولت باور می كند. پروفسور ریك، روانشناس آمریكائی می گوید : بهترین جملهای كه یكمرد می تواند به زنی بگوید، اصطلاح " عزیزم ، تو را دوست دارم " است. همو می گوید: "خوشبختی برای یك زن یعنی بدست آوردن قلب یكمرد و نگهداری او برای تمام عمر". رسول اكرم (ص)، آن روانشناس خدائی، این حقیقت را چهارده قرن پیش به وضوح بیان كرده است. آن حضرت میفرماید: "سخن مرد به زن که تو را دوست دارم، هرگز از دل زن بیرون نمیرود.
اگر بخواهم به زبان ساده تر بگویم دلیل اینکه شرط ازدواج دختر باکره رضایت پدر است این است که دختران علاوه بر اینکه از پسران احساساتی تر و آسیب پذیرتر هستند, ممکن است بعد از ازدواج آسیبهای جسمی و روحی به آنها وارد شود که جبران آنها غیر ممکن باشد. مثلا دختر باکره ای که ازدواج موقت کرده است با آسیب دیدن بکارتش ممکن است دیگر نتواند ازدواج کند. ولی برای پسران این مشکلات وجود ندارد.
در ضمن دخترها چون ممکن است احساساتی با این موضوع برخورد کنند کمتر به منطق خود مراجعه میکنند و احتمال سوء استفاده کردن از آنها بالا میرود.
در آخر مقاله باید دوباره بگویم ازدواج موقت برای خیلی از افراد جلوه ی خوبی ندارد و ممکن است موضعگیری های شدیدی را در این باره داشته باشند و من به هیچوجه قصد تایید ازدواج موقت را ندارم.
منابع:
وبلاگ ایران صیغه
وبسایت همصدا
وبلاگ وکیل تو