خیلی از ما سریال تلوزیونی مسافری از هند را به خاطر داریم. سریالی که در زمان پخش با اقبال خوبی روبه رو شد و هنوز بعضی از بازیگران این سریال تلوزیونی با نام این سریال شناخته می شوند. اما قرار نیست در مورد این سریال صحبت کنیم فقط در مورد بحث نکته ای است که به صورت گریزی در این سریال مطرح شد آن هم ازدواج یک ایرانی مسلمان با یک هندی غیر مسلمان بود. اینکه چرا و به چه دلیل ازدواج مسلمان و غیر مسلمان باطل است؟ تردیدی نیست که ازدواج و میل به زناشویی زن و مرد از غرایز اولیه نوع بشر است و هر انسانی به صورت طبیعی علاقمند به ازدواج و تولید مثل است، از این جهت در طول تاریخ همه ملل در انتخاب همسر امور زیادی را مراعات کرده و امر ازدواج را با ملاحظه شرایط زیادی انجام می داده اند. از جمله اموری که ملل مختلف در گذشته برای انتخاب همسر خویش مراعات می کردند و سخت پایبند آن بودند این بود که همسرانشان از نظر اعتقادی سالم باشند، بدین معنی که معتقد بودند، همان طور که سلامت جسمی پدر و مادر در سلامت فرزند مؤثر موثر است، سلامت روحی، اخلاقی و عقیدتی نیز در سعادت فرزند موثر خواهد بود. از نظر ادیان مختلف کسانی که دارای اعتقاد مشترک با هم نباشند بیگانه محسوب می شوند لذا ادیان مختلف به شدت پیروان خود را از ازدواج با بیگانگان بر حذر داشته اند. اما اسلام برای پیروان ادیان دیگر احترام زیادی قایل است. با این وجود، عواطف اجتماعی و ارتباط صمیمانه را بر محور ایمان، تقوا و بر اساس دین الهی محدود می کند و در آیات بسیاری، مسلمانان را از برقراری چنین ارتباطی نزدیک منع می کند و آنها را از اینکه در روابط خود، دوستی و سرپرستی غیر مسلمانان را بپذیرند، سخت بر حذر می دارد. با توجه به اینکه اقدامات پیشگیرانه و احتیاطی، منطقی ترین روش برای جلوگیری از نفوذ انحرافات فکری، عقیدتی و اخلاقی بیگانه است، اعمال محدودیت از سوی اسلام نسبت به مسئله ازدواج مسلمان با اهل کتاب بر همین اساس قابل تفسیر است. به همین دلیل در این شماره قرعه کلام را به نام حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا عنایتی یکی از محققان و پژوهشگران اصول فقه انداخته ایم و با این محقق به صحبت نشسته ایم.

ازدواج آری یا نه؟

دین ما که با برنامه ای است برای لحظه، لحظه ی زندگی ما دستور و برنامه دارد چه برسد به مقوله ی مهمی به نام ازدواج اما این سؤال مطرح می شود که ادیان دیگر چطور؟ یکی از ادیانی که به شدت پیروان خود را از ازدواج با بیگانگان برحذر داشته، آیین یهود است. در بخش های مختلفی تورات به شدت یهودیان را از ازدواج با بیگانگان منع کرده است و آن را از گناهان کبیره معرفی کرده است. ممنوعیت ازدواج با بیگانگان یکی به سبب مصونیت اعتقادی پیروان دین بوده و یا به جهت حفظ ملیت و اصالت نژاد و قومی. در آیین مسیحیت و مجوسیّت نیز ازدواج با بیگانگان ممنوع است. در اسلام ممنوعیت ازدواج با بیگانگان در موارد محدودی که مطرح بود، یعنی مبنی بر حس ملی گرایی و برتری قومی نبوده، بلکه به جهت مصونیت اعتقادی مسلمانان و دور نگه داشتن آنان از آلودگی های اخلاقی و حفظ اصالت خانوادگی بوده است. از نظر فقهای اسلام ازدواج با زنان یهودی و مسیحی به عنوان یک اصل اولی جایز است، هر چند اکثر فقهای شیعه ازدواج با اهل کتاب را تنها به صورت موقت جایز دانسته اند، ولی همه فقهای اسلام ازدواج دائم با مشرکان را ممنوع دانسته اند.
دانشمندان اسلامی ازدواج زن مسلمان با مرد کتابی را صحیح نمی دانند حتی در ماده ( 1059 ) قانون مدنی به تصریح می گوید: ازدواج زن مسلمان با غیر مسلم نیز جایز نیست.
در خصوص ازدواج مرد مسلمان با زن کتابی در بین فقهای اسلامی اختلاف نظر است.
1) جایز نیست و دلیل آن آیه 221 سوره بقره است. البته باید گفت که اهل کتاب کافر هستند اما مشرک نیستند.
2) مرد مسلمان در نکاح موقت می تواند با زن غیر مسلمان ازدواج بکند ولی در نکاح دائم جایز نیست.
3) هم در نکاح دائم و هم در نکاح موقت جایز است. دیل این قول آیه4 سوره المائده است.
المحصنات من المومنات و المحصنات من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم إذا اتیتموهن اجورهن محصنین غیر مسافحین و لا متخذی اخدان.......
در جمع بندی میان سه قول بنظر می آید قول سوم، قول مناسب تری باشد. در این خصوص سه نکته قابل توجه است که به آنها اشاره می کنم.
1) هر چند زرتشتیان دارای کتاب آسمانی نیستند، اما چون رفتار پیامبر اسلام با آنها، همان رفتاری بوده که با یهودیان و مسیحیان داشته است بنابراین در این حکم هم ملحق به آنها هستند.
2) اگر مرد مسلمانی با زن غیر مسلمان ازدواج کرد قوانین حاکم بر روابط خانوادگی قوانین اسلام است.
3) در ماده ( 1060 ) قانون مدنی: ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی در مواردی که منع قانونی وجود نداشته باشد موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است.

تأکید می شود که...

ما نباید در کار خدا چرا بیاوریم چون می دانیم خیر و صلاح ما را بهتر از ما و پدر و مادر ما می خواهد اما بالاخره باید بدانیم چرا این ازدواج تحریم است یا نه؟ باید بتوانیم جواب دوست و دشمن را بدهیم پس فلسفه تحریم این ازدواج در قرآن و روایات، خوف تأثیرپذیری مسلمان از غیر مسلمان و راه یافتن ضعف عقیدتی و اخلاقی به مسلمانان ذکر شده است.
از آن جا که تأثیرپذیری در مورد مردان ( به خصوص در دوران حاکمیت اسلام ) ضعیف تر است، در شرایطی که غیر مسلمان ضعیف بوده و با مسلمانان قرار داد ذمه امضا کرده باشند، به مردان اجازه ازدواج داده شده است اما از آن جا که زنان به صورت نسبی در معرض تأثیرپذیری قرار دارند، از این ازدواج مطلقاً منع شده اند. صدوق در کتاب علل الشرایع در مورد این که چرا ازدواج مردان با زنان مستضعف ناصبی جایز است، ولی زنان حق ندارند با چنین مردانی ازدواج کنند، روایتی را از زراره نقل کرده که امام صادق ( ع ) فرمود: « با زنان شکاک و مردد در دین خود ازدواج کنید و زنان مسلمان را به شکاکان تزویج ننمایید، زیرا زن از شوهرش تربیت می پذیرد و شوهر او را مجبور می کند که به آیین خود در آید».
علامه مجلسی در بحارالانوار روایتی به همین مضمون آورده که: « از افراد بی اعتقاد زن بگیرید، ولی به آنان زن ندهید، زیرا زنان در معرض تأثیرپذیری از مردان هستند و مردان زنان را مجبور به پذیرش آیین خود می کنند». ممکن است گفته شود اگر فلسفه حکم چنین است، پس چه مانعی دارد در شرایطی، با اطمینان به این که چنین خطری وجود ندارد، بلکه شرایط به گونه ای است که زنان می توانند شوهرانشان را به پذیرش اسلام متمایل سازند، این ازدواج جایز باشد، چنان که مسیحیان در شرایطی که به این امر اطمینان داشته باشند، به زنان خویش چنین اجازه ای می دهند.
پاسخ این است که اولا این مسئله صرفاً یک تصور از زن پیش از ازدواج است و پس از ازدواج ناخودآگاه و به تدریج تحت تأثیر قرار خواهد گرفت، زیرا در هر حال نمی توان تأثیر آنان از مردان را نادیده گرفت. ثانیاً: آن چه در فلسفه حکم تحریم ازدواج و تفاوت زن و مرد یاد شد، علت تامه حکم نیست، چه این که ممکن است مصالح و مفاسد بسیار دیگری نیز در وضع حکم فوق مطرح باشد که از آن بی اطلاعیم. شاید یکی از دلایل این باشد که بعضی از فقها با استناد به آیه: « لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» ( سوره نسا) بر عدم جواز ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان استدلال می کنند، چه این که لازمه این ازدواج، تسلط غیر مسلمان بر مسلمان خواهد بود. بدین گونه که طبق آداب و رسوم اجتماعی زن مطیع شوهرش است. و لازمه ازدواج با غیر مسلمان، سلطه وی بر مسلمان خواهد بود. بعضی از نویسندگان معاصر هم عدم ازدواج زن مسلمان با مرد کافر را معمول عدم اعتراف غیر مسلمان به مشروعیت آیین اسلام دانسته اند، بدین معنا که زن مسیحی در خانواده مسلمان، عقیده و دین او قابل احترام است، زیرا آزادی مذهب از طرف اسلام پذیرفته شده و به عنوان اهل کتاب شناخته شده است، ولی زن مسلمان در خانواده مسیحی به طور طبیعی مورد تحقیر قرار خواهد گرفت، زیرا مسیحیت آزادی دینی و دین اسلام را به عنوان دین آسمانی قبول ندارد و تنها مذهب نجات بخش را آیین مسیح می داند، چنان که یهودیت و دین زرتشت چنین تلقی دارند و این احتمال بسیار مقبول است.

تکلیف عشق و علاقه

حالا آمدیم و کسی اصرار بر ازدواج با غیر مسلمان غیر کتابی داشته باشد چکار باید بکند؟ بالاخره این وسط پای عشق و علاقه در میان است، چه باید کرد؟ در این صورت باید گفت که از آنجا که یکی از آنها معتقد به خدا و دیگری کافر به خدا است این دو نمی توانند با هم زندگی بکنند زیرا باید هم کفو باشند، اما در صورت وجود عشق و علاقه در میان آنها بایستی زن یا مرد غیر کتابی را به دین دعوت کرد و در صورت پذیرش دعوت به ازدواج کرد.
به دلیل نفی سبیل ازدواج زن مسلمان به اهل کتاب ممنوع است. لن یجعل الله بالکافرین علی المومنین سبیلا. پیامبر می فرماید: غالباً زنان تابع دین شوهرانشان هستند این فقط مکتب نیست بلکه رفتار، راه و روش و منش زن. در جوامع اسلامی غالباً از مرد تبعیت می کنند. چنانچه پس از ازدواج مرد کافر شود ازدواج فسخ می شود و مهریه به زن تعلق می گیرد. هر گاه شوهر مسلمان شود و زن او غیر مسلمان باشد نکاح به قوت خود باقی است.

احترام به حریم دین

و نکته ی آخر که حفظ سیادت اسلام و جامعه اسلامی از جمله وظایف عمومی است که نقض آن از حدود اختیارات مسلمانان خارج بوده و بر اساس « قاعده نفی سبیل » حتی تعهدات بین المللی نیز نمی توانند ناقض آن باشند. این اصل کلی تحت قانون « ألإسلامُ یَعلُو وَ لا یُعلی عَلیه»، به صورت یک قاعده حقوقی در فروع و موارد گوناگون حقوق اسلامی استفاده می شود.
بنابراین، دادن هر نوع امتیاز سیاسی، اقتصادی، نظامی، غذایی و اجتماعی به غیر مسلمانان که به سیادت اسلام و جامعه مسلمانان لطمه وارد آورد، بی ارزش و بی اعتبار خواهد بود.
قرآن کریم در این زمینه می فرماید:« وَ لَن یَجعَلَ اللّه لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبِیلاً» (نساء : 141)
از سوی دیگر، به مسلمانان هشدار می دهد:« یا ایّها الَذِینَ امَنُولاتَتَخِذُوابِطَانَهً مِّن دُونِکُم لا یَألُونَکُم خَبَالا ًوَدُّوَا مَا عَنتُم قَد بَدَتِ البَغضاءُ مِن أَفَواهِهِم وَ مَا تُخفِی صُدُورُهُم أَکبَرُ قَد بَیَنَاَ لَکُمُ الاَیاتِ إِن کُنتُم تَعقِلُونَ» (آل عمران:118)
وقتی دوست گرفتن افراد غیر مسلمانان این چنین نتایج ناگوار به بار آورد و فرصتی به آنان دهد که در تباه نمودن کارها و افساد امور بکوشند و توطئه های خصمانه به راه اندازند، نتایج و آثار سیادت و تسلط آنان بر مسلمانان و تصدی مقامات دولتی و سیاسی و نظامی و اقتصادی از طرف غیرمسلمانان چگونه خواهد بود؟ توجه به این نکته نیز ضروری است که ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان، با توجه به تسلطی که مرد بر خانواده دارد، به نحوی مسئله سیادت غیر مسلمان بر مسلمان را به دنبال خواهد داشت.
در پایان اگر بخواهیم جمع بندی در این زمینه داشته باشیم چگونه می توانیم این آگاهی را به جوان امروز بدهیم که این ازدواج در اسلام منع شده و خیرو صلاح در آن است؟
با وجود تمام احترامی که اسلام برای پیروان ادیان دیگر قایل است، ولی عواطف اجتماعی را بر محور ایمان، تقوا و بر اساس دین الهی محدود می کند و اجازه تجاوز از این حدود را نمی دهد و با عواطف و دوستی هایی که از چهار چوب ملاک تعیین شده تجاوز کنند، برخوردی شدید نموده و در آیات بسیاری، مسلمانان را از برقراری چنین ارتباطی نزدیک و صمیمانه منع می کند و مسلمانان را از اینکه در روابط خود، دوستی و سرپرستی غیر مسلمانان را بپذیرند، سخت برحذر می دارد، البته نه به دلیل آنکه دوست داشتن انسانهای دیگر را امری زشت و مذموم بداند و در هر حال و به طور مطلق طرفدار بغض مسلمان نسبت به غیر مسلمان باشد، بلکه به این دلیل که اولاً ایشان به دلیل اختلاف عقیده و دین، قابل اعتماد و اطمینان نیستند، چرا که وقتی ارتباط و پیوندشان ظاهری و صوری بوده، مطمئناً در باطن، طور دیگری درباره آنان فکر می کنند. به همین دلیل، تظاهر دشمن به دوستی نباید آنان را غافل کند و موجب شود که آنان دشمن را دوست پندارند و به او اطمینان کنند. ثانیاً روابط دوستانه و صمیمانه مسلمان با غیر مسلمان باید در حدی باشد که دست کم عضویتش با پیکره اسلامی ناسازگار نباشد؛ یعنی به وحدت و استقلال پیکره اسلامی آسیبی نرساند و تظاهر آنان به دوستی مسلمانان نباید موجب غفلت آنان شود و - همانگونه که در تاریخ نیز بارها تجربه شده است- از این ناحیه متحمل ضربات جبران ناپذیر شوند. باید این روابط در حدی باشند که عضویت در یک پیکره و جزئیت در یک کل ایجاب می کند روشن است که این مسئله - چنان که از اطلاق آیات کریمه و سیره معصومان علیهم السلام نیز استفاده می شود - منافاتی با احسان و نیکی به غیر مسلمان ندارد.
منبع: ماهنامه شاهد جوان شماره51